تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 954

مساهمون:

ص٩٥٤

شد ، و بعضى در روز آخر صفر گفته‌اند ، و بعضى چهاردهم ، و كفعمى روز سه‌شنبه هفدهم صفر گفته ، به روايت محمّد بن سنان و ديگران در سال دويست و دوّم هجرت بود ، و بعضى سال دويست و يكم نيز گفته‌اند ، و ماه را بعضى هفتم و بعضى غرّهء رمضان نيز گفته‌اند ، و بعضى بيست و سوّم ماه ذىقعده گفته‌اند . ابن بابويه از ابراهيم بن عبّاس روايت كرده است كه بيعت آن حضرت در پنجم ماه رمضان دويست و يكم بود ، و در اوّل سال دويست و دوّم مأمون ام حبيبه دختر خود را به آن حضرت تزويج نمود ، و در ماه رجب سال دويست و سوّم آن حضرت را به زهر شهيد كرد ، پس ابن بابويه گفته است كه : صحيح آن است كه وفات آن حضرت در روز جمعه بيست و يكم ماه رمضان دويست و سوّم هجرت واقع شد ، و از عمر شريف آن حضرت چهل و نه سال و شش ماه گذشته بود ، و با پدر بزرگوار خود بيست و نه سال و دو ماه زندگانى كرد ، و ايّام امامتش بيست سال و چهار ماه بود « 1 » . به سند ديگر روايت كرده است كه وفات آن حضرت در ماه صفر سال دويست و سوّم بود « 2 » ، و در آن وقت عمر شريفش پنجاه و دو سال بود « 3 » ، و به روايت ديگر پنجاه و پنج سال بود « 4 » . شيخ طبرسى به سند معتبر از اميّة بن على روايت كرده است كه گفت : در ايّامى كه حضرت امام رضا عليه السّلام در خراسان بود ، من در مدينه پيوسته به خدمت امام محمّد تقى عليه السّلام مىرفتم ، و عموها و خويشان آن جناب مكرّر به خدمت آن جناب مىآمدند و سلام مىكردند و تعظيم و تكريم آن جناب مىنمودند و جوايز عظيمه مىيافتند ، روزى در حضور ايشان جاريهء خود را طلبيد و فرمود : اهل خانه را بگو كه مهيّا شوند براى ماتم ، گفت : براى ماتم كى ؟ گفت : براى ماتم بهترين اهل زمين ، و بعد از چند روز خبر رسيد كه آن حضرت در آن روز كه فرزند بزرگوارش امر به ماتم نمود ، به عالم بقا رحلت

هامش
( 1 ) عيون أخبار الرضا 2 / 274 .
( 2 ) كافى 1 / 486 .
( 3 ) عيون أخبار الرضا 2 / 176 .
( 4 ) ارشاد شيخ مفيد 2 / 247 ؛ اعلام الورى 314 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 954 | العلامة المجلسي