« 1 » يعنى : پنهان مىكنند از مردم و پنهان نمىكنند از خدا ، و حال آنكه خدا با ايشان است در شبها كه مىگويند سخنى چند كه خدا نمىپسندد از ايشان ، و خدا به جميع كردههاى شما احاطه كرده است ، و بر همهء آنها مطّلع است « 2 » . قطب راوندى از حسن بن عبّاد كه كاتب حضرت امام رضا عليه السّلام بود روايت كرده كه چون مأمون ارادهء سفر بغداد كرد ، من به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام رفتم ، چون نشستم فرمود : اى پسر عبّاد ما داخل عراق نخواهيم شد و عراق را نخواهيم ديد ، چون اين سخن را شنيدم گريستم و گفتم : يا بن رسول اللَّه مرا از اهل و فرزندان خود نوميد كردى ، فرمود كه : تو داخل خواهى شد و من داخل نخواهم شد . چون حضرت به حوالى شهر طوس رسيد ، بيمارى آن حضرت را عارض شد ، وصيّت فرمود قبر او را در جانب قبله نزديك به ديوار بكنند ، و ميان قبر او و قبر هارون سه ذرع فاصله بگذارند ؛ پيشتر براى هارون مىخواستهاند كه در آن موضع قبر بكنند ، بيل و كلنگ بسيار شكسته شده بود و نتوانسته بودند كه حفر نمايند ، حضرت فرمود كه : به آسانى كنده خواهد شد ، و صورت ماهى از مس در آنجا پيدا خواهد شد ، و بر آن صورت نوشته به خطّ عبرى و لغت عبرى خواهد بود ، پس لحد مرا حفر نماييد بسيار عميق كنيد ، و آن صورت ماهى را نزديك پاى من دفن كنيد . چون شروع كردند به كندن قبر مقدّس آن حضرت ، هر كلنگى كه به زمين مىزدند مانند ريگ فرو مىريخت تا آنكه صورت ماهى پيدا شد ، و در آن صورت نوشته بود كه روضهء على بن موسى الرّضاست ، و آن گودال هارون جبّار است « 3 » . مؤلّف گويد : اكثر اين روايات با يكديگر جمع نمىتواند شد با آنكه اين همه غرايب به ظهور آمده باشد ، و آن حضرت را در انگور و انار هر دو مكرّر زهر خورانيده باشند . و اشهر در تاريخ شهادت آن جناب آن است كه در ماه صفر دويست و سوّم هجرت واقع
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 953
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٥٣
مَعَهُم إِذْ يُبَيِّتُون ما لا يَرْضى مِن الْقَوْل وَ كان اللَّه بِما يَعْمَلُون مُحِيطاً
هامش
( 1 ) سورهء نساء / آيهء 108 .
( 2 ) عيون أخبار الرضا 2 / 275 .
( 3 ) خرايج 1 / 367 .