تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠

فصل دوّم در بيان خبر دادن آن جناب و پدران بزرگوار آن حضرت به شهادت او

ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه مردى از اهل خراسان به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام آمد و گفت : حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم كه به من گفت : چگونه خواهد بود حال شما اهل خراسان در وقتى كه مدفون سازند در زمين شما پاره‌اى از تن مرا ، و بسپارند به شما امانت مرا ، و پنهان گردد در زمين شما ستارهء من ، حضرت فرمود : منم آنكه مدفون مىشود در زمين شما ، و منم پارهء تن پيغمبر شما ، و منم امانت آن حضرت ، و نجم فلك امامت و هدايت ، هر كه مرا زيارت كند و حق مرا شناسد و اطاعت مرا بر خود لازم داند ، من و پدران من شفيع او خواهيم بود در روز قيامت ، و هر كه ما شفيع او باشيم البتّه نجات مىيابد هر چند بر او مانند گناه جن و انس بوده باشد ، به درستى كه مرا خبر داد پدرم از پدرانش كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : هر كه مرا در خواب ببيند ، مرا ديده است ، زيرا كه شيطان به صورت من متمثّل نمىتواند شد ، و نه به صورت احدى از اوصياى من ، و نه به صورت احدى از شيعيان خالص ايشان ، به درستى كه خواب راست يك جزو است از هفتاد جزو از پيغمبرى « 1 » . به سند معتبر ديگر از آن جناب منقول است كه گفت : به خدا سوگند كه هيچ‌يك از ما اهل بيت نيست مگر آنكه كشته مىگردد و شهيد مىشود ، گفتند : يا بن رسول اللَّه كه تو را

هامش
( 1 ) عيون أخبار الرضا 2 / 287 ؛ امالى شيخ صدوق 61 .