تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 894

مساهمون:

ص٨٩٤
خوش‌حال برخاست و مقاربت نمود با مادر جدّ من ، و نطفهء جدّ من از آن شربت منعقد شد ، همچنين در وقت انعقاد نطفهء پدر من ، آن ملك به نزد جدّ من آن شربت را براى او آورد ، در هنگام انعقاد نطفهء من آن ملك نزد پدرم آمد و آن شربت را آورد ، و در شبى كه نطفهء اين فرزند منعقد مىشد آن ملك نزد من آمد و همان شربت را براى من آورد ، و من آشاميدم و با حميده مقاربت كردم و نطفهء اين مولود مبارك در رحم او قرار گرفت ، پس بشناسيد و بدانيد كه اوست امام بعد از من ، و هر نطفهء امامى از آن شربت آسمانى مىباشد كه تو را خبر دادم . چون آن نطفهء مبارك چهار ماه در رحم قرار مىگيرد ، حق تعالى روح مقدّس ايشان را به بدن متعلّق مىگرداند ، و ملكى نازل مىشود كه او را حيوان مىنامند اين آيه را بر بازوى راست او مىنويسد :
وَ تَمَّت كَلِمَةُ رَبِّك صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّل لِكَلِماتِه وَ هُوَ السَّمِيع الْعَلِيم

« 1 » . چون از رحم به زير مىآيد دست بر زمين مىگذارد و سر بسوى آسمان بلند مىكند و گوش مىدهد صداى منادى را كه از جانب رب العزّه از افق اعلا و نزد عرش حق تعالى سه مرتبه ندا مىكند او را به نام او و نام پدر او كه : اى فلان بن فلان ! ثابت باش تو را براى امر عظيمى خلق كرده‌ام ، توئى برگزيدهء من از خلق من ، و محل اسرار من ، و صندوق علوم من ، و امين من بر وحيهاى من ، و خليفهء من در زمين ، و براى تو و مواليان تو واجب گردانيده‌ام رحمت خود را ، و بخشيده‌ام بهشتهاى خود را ، و شما را در جوار رحمت خود جا مىدهم ، به عزّت و جلال خود سوگند ياد مىكنم كه دشمنان تو را به بدترين عذابها معذّب گردانم هر چند در دنيا روزى را بر ايشان فراخ گردانم . چون صوت منادى تمام مىشود ، او در جواب مىگويد بر همان هيأتى كه هست :

شَهِدَ اللَّه أَنَّه لا إِله إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْم قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِله إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم

« 2 » چون اين سخن را تمام مىكند ، حق تعالى علوم اوّلين و آخرين را به او عطا مىفرمايد ، و مستحق آن مىشود كه روح در شب قدر او را زيارت كند .

هامش
( 1 ) سورهء انعام / آيهء 115 .
( 2 ) سورهء آل عمران / آيهء 18 .