او پرسيد : چند گاه است اين در ميان كتف تو نوشته شده ؟ گفت : پيش از آنكه حق تعالى آدم را بيافريند به بيست و دو هزار سال « 1 » . و به روايت ابن شهر آشوب بيست و چهار هزار سال ، و عامّه نيز اين روايت را به طرق بسيار روايت كردهاند ، به روايت ايشان نام آن ملك صرصائيل بود ، و بيست سر داشت و در هر سرى هزار زبان داشت ، و دستهاى او بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمين بود ، و در ميان دو كتف او بعد از شهادتين نوشته بود : على بن أبى طالب مقيم الحجّة « 2 » . شيخ طوسى به سند معتبر از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : نزد من آمدند ابو بكر و عمر و گفتند : چرا به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىروى كه فاطمه را خواستگارى نمائى ؟ من رفتم به خدمت آن حضرت ، چون نظر مباركش به من افتاد خندان شد و فرمود : براى چه آمدهاى اى ابو الحسن ؟ حاجت خود را بيان كن . پس من خويشى و مبادرت نمودن خود را به سوى اسلام و ياريها كه آن حضرت را كرده بودم و جهادها كه در راه دين به تقديم رسانيده بودم عرض كردم ، فرمود : يا على راست گفتى تو نيكوترى از آنچه گفتى و ياد كردى . پس گفتم : يا رسول اللّه استدعا مىنمايم فاطمه را به من تزويج كنى ، فرمود : پيش از تو جماعتى خواستگارى او نمودند ، چون آنها را نزد او مذكور ساختم ، آثار كراهت در روى او ديدم ، و ليكن باش تا بروم و به نزد تو برگردم . چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به نزد فاطمه رفت ، فاطمه برخاست و رداى مباركش را گرفت و نعلين از پاى مباركش كند ، آب آورد دست و پايش را شست ، پس در خدمت آن حضرت نشست ، رسول خدا فرمود : اى فاطمه ، گفت : لبّيك چه حاجت دارى يا رسول اللّه ؟ فرمود : اى فاطمه مىدانى قرابت على بن أبي طالب و فضيلت او را و سبق اسلام او را و حقوق او را در دين خدا ، من از حق تعالى سؤال كردم تو را تزويج نمايد به بهترين خلق
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠١
هامش
( 1 ) معانى الاخبار 103 ؛ خصال شيخ صدوق 640 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 398 .