تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

چيزى نداشت نه اندك و نه بسيار . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با مهاجران و انصار به خانه در آمدند و نشستند ، امير المؤمنين عليه السّلام به نزد فاطمه رفت ناگاه كاسهء بزرگى ديد پر از تريد و بر روى آن پارهء گوشتى گذاشته بود كه بوى مشك از آن ساطع بود ، پس حضرت امير خواست كه آن را بردارد نتوانست از بسيارى بزرگى كه داشت ، پس فاطمه عليها السّلام او را مدد كرد تا آنكه على عليه السّلام آن كاسه را به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گذاشت . چون حضرت آن طعام مشاهده كرد به نزد فاطمه عليها السّلام آمد فرمود : اى دختر از كجا آوردى اين طعام را ؟ فاطمه گفت : اى پدر از جانب خدا آمده است ، به درستى كه خدا روزى مىدهد هر كه را مىخواهد بىحساب . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : حمد مىكنم خداوندى را كه بيرون نبرد مرا از دنيا تا آنكه ديدم در دختر خود آنچه زكريّا در مريم دختر عمران ديد « 1 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت فاطمه عليها السّلام را به اين سبب محدّثه مىگفتند كه ملائكه از آسمان فرود مىآمدند و او را ندا مىكردند چنانچه ندا مىكردند مريم دختر عمران را ، پس مىگفتند : به درستى كه خداوند عالميان تو را برگزيده است و تو را مطهّر و معصوم گردانيده است و تو را اختيار كرده است بر زنان عالميان ، اى فاطمه عبادت كن و خاضع شو براى پروردگار خود و سجود كن و ركوع كن با ركوع كنندگان ، پس او با ملائكه سخن مىگفت و ملائكه با او سخن مىگفتند ، پس شبى با ملائكه گفت كه : آيا كسى نيست برگزيدهء زنان عالميان مثل مريم دختر عمران ؟ ايشان گفتند كه : مريم بهترين زنان زمان خود بود ، خداى تعالى تو را بهترين زنان زمان خود و زمان مريم و بهترين زنان اوّلين و آخرين گردانيده است « 2 » .

هامش
( 1 ) بحار الأنوار 43 / 76 .
( 2 ) علل الشرايع 182 .