تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

در احاديث معتبره وارد شده است كه آن حضرت به شهادت از دنيا رفت « 1 » . چنانچه صفّار به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه در روز خيبر زهر دادند آن حضرت را در دست بزغاله‌اى ، چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لقمه‌اى از آن تناول نمود ، آن گوشت به سخن آمد و عرض كرد : يا رسول اللّه مرا به زهر آلوده‌اند ، پس حضرت در مرض موت مىفرمود : پشت مرا در هم شكست آن لقمه كه در خيبر تناول كردم ، و هيچ پيغمبر و وصىّ پيغمبر نيست مگر آنكه به شهادت از دنيا مىرود . و در روايت معتبر ديگر فرمود : زن يهوديّه آن حضرت را زهر داد در ذراع گوسفند ، چون حضرت قدرى از آن تناول فرمود ، آن ذراع خبر داد كه من زهرآلودم ، پس حضرت آن را انداخت ، و پيوسته آن زهر در بدن آن حضرت اثر مىكرد تا آنكه به همان علّت از دنيا رحلت نمود « 2 » . و عيّاشى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه عايشه و حفصه آن حضرت را به زهر شهيد كردند « 3 » . و محتمل است كه هر دو زهر در شهادت آن حضرت دخيل بوده باشد . و شيخ مفيد و شيخ طوسى و شيخ طبرسى و ساير محدّثان خاصّه و عامّه روايت كرده‌اند كه چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رحلت نمود ، منافقان مهاجران و انصار مانند ابو بكر و عمر و عبد الرّحمن بن عوف و امثال ايشان ، اهل بيت آن حضرت را بر آن حال گذاشتند و به تعزيت ايشان نپرداختند و متوجّه تجهيز آن حضرت نگرديدند و رفتند به سقيفهء بنى ساعده و متوجّه غصب خلافت شدند ، و به اين سبب اكثر ايشان نماز بر رسول خدا را در نيافتند ، و امير المؤمنين عليه السّلام بريده را به نزد ايشان فرستاد كه به نماز آن حضرت حاضر شوند ، و ايشان نرفتند تا آنكه بيعت خود را وقتى تمام كردند كه حضرت را دفن كرده بودند . چون صبح شد ، فاطمه عليها السّلام فرياد برآورد كه : وا سوء صباحاه ، يعنى روز بد بيا كه روز تو است . چون ابو بكر لعين اين سخن را شنيد ، از روى شماتت گفت كه : روز تو

هامش
( 1 ) تهذيب الاحكام 6 / 2 و 39 .
( 2 ) بصائر الدرجات 503 .
( 3 ) تفسير عيّاشى 1 / 200 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 145 | العلامة المجلسي