مصيبت بزرگ تو مرا صبر فرماينده است از هر مصيبتى زيرا كه به دست خود تو را در لحد گذاشتم ، و روح مقدّس تو در ميان نحر و سينهء من بيرون آمد « 1 » . و در خطبهء ديگر فرمود : چون روح مقدّس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را قبض كردند ، سر مباركش بر سينهء من بود ، و جان او در ميان كتف من جارى شد و آن را بر روى خود كشيدم ، و خود متوجّه غسل او شدم ، و ملائكه ياوران من بودند . پس آن خانه و اطراف آن خانه از صداى ملائكه پر شده بود ، گروهى بالا مىرفتند و گروهى به زير مىآمدند ، و صداهاى ايشان را مىشنيدم كه بر آن حضرت صلوات مىفرستادند ، تا آنكه جسد مطهّر او را در ضريح منوّرش پنهان كردم ، پس كيست از من سزاوارتر به رسول خدا در حيات او و بعد از وفات او « 2 » . و كلينى به سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : ابو طلحهء انصارى لحد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كند « 3 » . مؤلّف گويد كه : مىتواند بود كه به حسب ظاهر در نظر مردم چنين نموده باشد كه ابو طلحه مىكند و در واقع ملائكه كنده باشد تا منافى خبر سابق نباشد . و كلينى به سند معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : شقران آزاد كردهء رسول خدا در قبر آن حضرت قطيفهاى انداخت « 4 » . و به سند صحيح ديگر از آن حضرت روايت كرده است كه امير المؤمنين عليه السّلام در قبر رسول خدا خشت چيد « 5 » . و به سند معتبر ديگر از آن حضرت روايت كرده است كه بر روى قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سنگريزههاى سرخ ريختند « 6 » . كلينى و حميرى و ديگران روايت كردهاند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين عليه السّلام را گفت : چون من بميرم ، مرا در همين مكان دفن كن ، و قبر مرا از زمين چهار انگشت بلند
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٢
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبه 202 .
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبه 197 .
( 3 ) كافى 3 / 166 .
( 4 ) كافى 3 / 197 .
( 5 ) كافى 3 / 197 .
( 6 ) كافى 3 / 201 .