تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 990

مساهمون:

ص٩٩٠
مؤلف : احتمال دارد بعضى روايات كه مدت توقف سفيانى را باختلاف ذكر كرده‌اند در مقام تقيه از ائمه صادر شده . زيرا در روايات اهل تسنن هم ذكر شده يا اينكه از اموريست كه بداء « 1 » در آن واقع مىشود و به اين مقدار ميرسد . يا اينكه
هامش
( 1 ) بطورى كه در پاورقى صفحه 889 گفتيم موضوع « بداء » از دير زمان دستاويز خوبى براى دشمنان اسلام و شيعه بوده است ؛ و دانسته و ندانسته در اين خصوص تهمتهائى بما ميزنند - در اين مورد نيز كه باز از بداء سخن ميرود ؛ نظريهء شيعه را در خصوص « بداء » از كتاب نفيس « اجوبة موسى جار للَّه » بقلم علامهء فقيد سيد عبد الحسين شرف الدين جبل عاملى چاپ دوم صفحه 99 نقل ميكنيم : آن نويسندهء دانشمند بزرگ شيعه مينويسد : بعضى از ناصبىها پنداشته‌اند كه ما شيعيان عقيده داريم خداوند اعتقاد به چيزى دارد و بعد خلاف آن برايش آشكار مىشود ! اين تهمت بسيار بزرگى است كه بما ميزنند ، و ظلم و ستمى است كه باهل بيت پيغمبر روا ميدارند . دامن اهل بيت و دوستان آنها از چنين نسبت محالى بذات پاك خداوند پيراسته است . شيعه عقيده دارد كه علم خداوند عين ذات مقدس اوست ، و با اين اعتقاد چطور ممكن است تغيير و تبديل در علم خدا راه يابد ؟ آنچه شيعه بنام « بداء » معتقد است اينست كه گاهى خداوند روزى را كم و زمانى زياد ميگرداند ، همچنين مرگ و سلامتى و بيمارى و سعادت و شقاوت و رنج و ناملايمات و ايمان و كفر و ساير چيزها گاهى تغيير و تبديل مييابد و كم و زياد مىشود ، چنان كه خدا فرمودهيَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ. اين درست عقيدهء خليفه دوم عمر بن الخطاب و عبد اللَّه بن مسعود بوده . چنان كه فخر رازى دانشمند بزرگ سنى در تفسير همين آيه 210 سورهء رعد در جزء پنجم تفسير خود نقل كرده است و نيز ابو وائل و قتاده دو تن ديگر از فقهاى اهل تسنن همين را در تفسير آيه مزبور گفته‌اند ، چنان كه طبرسى در مجمع البيان چاپ صيدا جلد سوم صفحه 298 نقل كرده ؛ و جابر بن عبد اللَّه انصارى هم آن را از پيغمبر ( ص ) روايت نموده است . بعلاوه بسيارى از بزرگان گذشته هميشه دعا ميكردند و بدرگاه خدا مىناليدند كه آنها را از سعادتمندان قرار دهد ؛ و جزو اشقيا به حساب نياورد . اين معنى در بسيارى از دعاهاى ائمه اطهار ما رسيده است و در روايات بسيارى فرموده‌اند كه صدقه دادن ؛ و نيكى به پدر و مادر و كردار نيك ، شقاوت آدمى را به سعادت تبديل مىكند . و عمر را زياد ميگرداند ، چنان كه ابن ابى شيبه در صفحه 251 جلد اول كنز العمال از على ( ع ) نقل كرده است . ابن عباس از پيغمبر روايت كرده است كه فرمود : فرار كردن از تقدير الهى سودى ندارد ، ولى خداوند ، با دعا و درخواست بندگانش ، آنچه را تقدير شده بود ، برميدارد ! اين همان معنى « بداء » است كه شيعه بطور مجاز بعلاقه مشابهت به خداوند نسبت ميدهد . . . اگر مخالفين شيعه ميدانستند كه شيعه لفظ « بداء » را مجارا به خدا نسبت مىدهد ، اعتراف مىكردند ؛ كه با هم در اين معنى اختلافى نداريم ، و اين را همه ميگويند : زيرا باب مجاز در زبان عربى بسيار وسيع است . با وجود اين اگر غير شيعه اصرار دارد ، كه اطلاق لفظ بداء را بطور مجاز هم از ما نپذيرد و نگويد نزاع ما لفظى است ، ما هم از گفته خود تنزل نموده و اختيار را به او مىدهيم كه هر نامى ميخواهد روى اين معنى بگذارد ! و از نسبت خلاف واقع دادن به برادر مؤمن خود بپرهيزد .وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاًو لا تبخسوا النّاس اشيائهموَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ.بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.