روايت نموده كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله روزى در مجمعى از اصحاب دو بار فرمود :
اللّهم لقّنى اخوانى
: خداوندا ! برادران مرا به من بنمايان . اصحاب عرضكردند :
يا رسول اللَّه ! مگر ما برادران شما نيستيم ؟
قال لا انّكم أصحابى و إخوانى قوم في آخر الزّمان آمنوا بى و لم يرونى
. فرمود : نه ! شما اصحاب « 1 » من ميباشيد ، برادران من مردمى در آخر الزمان هستند كه به من ايمان مىآورند ، با اينكه مرا نديدهاند . خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان ، پيش از آنكه از صلب پدران و رحم مادرانشان بيرون بيايند ، به من شناسانده است .
ثابت ماندن يكى از آنها بر دين خود ، از صاف كردن درخت خاردار ( قتاد ) با دست در شب ظلمانى ، دشوارتر است . و يا مانند كسى است كه پارهاى از آتش چوب درخت « غضا » « 2 » را در دست نگاهدارد . آنها چراغهاى شب تار ميباشند ، پروردگار آنان را از هر فتنهء تيره و تارى نجات ميدهد .
صدوق در كمال الدين از داود بن كثير و او از حضرت صادق عليه السّلام نقل مىكند كه : در تفسير اين آيهء شريفه
هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
فرمود : آنها
هامش
( 1 ) اصحاب به كسانى ميگويند كه پيغمبر را ديده و از محضرش استفاده كردهاند .
( 2 ) غضا - درختى است كه چوب آن از سختترين چوبهاست و آتش آن مدت زمانى ميماند و خاموش نميشود ( المنجد )