تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
بلا فصل عمران پيغمبر شود ولى بعد « بداء » حاصل شد و اين منظور در باره فرزند فرزند وى عملى گرديد « 1 »
هامش
( 1 ) بداء از موضوعاتى است كه از دير زمان نخست قوم يهود و سپس متعصبين اهل تسنن و اخيرا ساير بدخواهان شيعه و از جمله فرقهء بهائى دانسته و ندانسته آن را بعنوان حربه برندهء عليه اسلام و شيعه به كار برده‌اند سخن يهود و پاسخ آنها در تفسير اين آيه :وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُواآمده و گفتار اهل تسنن و پاسخ آنها هم در كتب كلامى ذكر شده و از جمله مؤلف علامه در بحار الانوار جلد 4 چاپ جديد با شرح و بسط زياد از صفحه 92 تا 134 با نقل سخنان دانشمندان بزرگ شيعه و تحقيقات خود در معنى « بداء » آورده است . از جمله از ابو بصير و سماعه روايت مىكند كه حضرت صادق ( ع ) فرمود : من زعم انّ اللَّه عزّ و جلّ يبدو له في شىء لم يعلمه امس فابرءوا منه يعنى ( هر كس گمان كند چيزى براى خدا آشكار مىشود كه ديروز نمىدانسته ، از وى بيزارى جوئيد . براى روشن شدن اذهان خوانندگان شرح زير از مجله « مكتب اسلام » شماره 4 سال ششم نقل مىشود . « متأسفانه موضوع « بداء » از موضوعاتى است كه دستاويز عجيبى براى بعضى از مخالفان شيعه و حتى بعضى از دشمنان اسلام شده است آنها بدون اين كه كوچكترين تحقيقى در باره اين مطلب در كتابهاى بزرگان شيعه و دانشمندان « عقائد و مذاهب » اسلام بكنند تنها به همين يك كلمه چسبيده و قلمفرسائيها و تفسيرهائى كه كمترين ارتباط بعقائد شيعه ندارد براى آن كرده‌اند ، و مطالب موهوم و بىاساسى بما نسبت داده‌اند . اصولا كلمه « بداء » در لغت عرب بمعنى آشكار شدن است . قرآن مجيد در باره ظالمان و ستمگران ميگويد :وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا( سوره زمر - آيه 49 ) يعنى در روز رستاخيز بديهاى اعمال و رفتار آنان آشكار ميگردد و نتيجه كردار سوء خود را مىبينند . در عبارات عربى گاهى گفته مىشود : « بدا من فلان كلام فصيح » يعنى از فلان شخص سخن فصيحى صادر شد ، و گاهى بجاى كلمه « من » « لام » گذارده مىشود و ميگويند : « بد الفلان كلام فصيح و معنى آن عينا همان معنى جمله اول است ، يعنى سخن فصيحى از او آشكار شد . اكنون كه معنى جمله « بد الفلان » و امثال آن را دانستيم برگرديم باصل مطلب : بسيار مىشود كه مقدمات كارى در نظر ما از هر جهت مهياست ؛ ولى پيش آمدهاى غير منتظره‌اى رخ ميدهد و آن وضع بهم مىخورد و آن كار انجام نميشود ؛ در اينجا گفته مىشود : خدا نخواست چنين مطلبى انجام يابد . حال ببينيم چگونه اين موضوع با عقائد مذهبى ما آميخته شده و رابطه پيدا كرده است ؟ ما معتقديم ( و آيات قرآن مجيد و اخبار هم گواهى مىدهد ) كه بسيار مىشود مقدمات بلا و ناراحتيهائى فراهم ميگردد و شايد انتظار آن هم ميرود اما مردم بسوى خدا ميروند ، دعا مىكنند و دست از كارهاى ناروا مىكشند ؛ نسبت به يكديگر خوبى مىكنند و كارهاى نيك انجام ميدهند و خداوند ببركت اين اعمال بلا و بدبختى و ناراحتى را مىگرداند ، اين يكى از موارد بدا است . گاهى هم به عكس ؛ مقدمات خوشبختى و نعمت فراهم شده و مردم كارهائى انجام مىدهند كه ورق برمىگردد ، اين برگشتن ورق همان « بداء » است . بسيار مىشود كه سرنوشت انسان بر اثر اعمال او تغيير پيدا مىكند . اين تغيير سرنوشت همان بدا مىباشد . ما به اين موضوع ، عقيده داريم و معتقديم اعمال خوب و بد ما ممكن است مقدرات ما و اجتماع ما را تغيير دهد و اين يكى از افتخارات ماست ، كه سرنوشت خود را مربوط باعمال خود مىدانيم . در مورد « اسماعيل » فرزند حضرت امام صادق ( ع ) هم جريان چنين بوده است كه حضرت مىفرمايد : « چنين مقدر بود كه فرزندم اسماعيل بقتل برسد من دعا كردم و از خدا خواستم شر دشمنان را از او بگرداند ، خداوند دعاى مرا اجابت كرد و فرزندم بقتل نرسيد ، بد اللَّه في اسماعيل اين مضمون حديثى است كه در بسيارى از كتب شيعه نقل شده و معنى آن با در نظر گرفتن بيانات گذشته بسيار روشن است كه نه مربوط بمسأله امامت اسماعيل بوده و نه پشيمان شدن خداوند ! ولى همانطور كه گفتيم افراد متعصب و لجوجى كه سعى دارند از هر جريانى سوء استفاده و سمپاشى كنند كلمه « بداء » را دستاويز كرده و گفته‌اند : شيعه عقيده دارد كه خداوند گاهى از كار خود پشيمان مىشود و تجديد نظر مىكند ، همانطور كه بنا بود اسماعيل فرزند برومند امام صادق ( ع ) بامامت برسد و بعد پشيمان گرديد ! ( با اينكه از نظر تمام دانشمندان شيعه هر كس چنين عقيده‌اى داشته باشد كافر است ) .