تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 888

مساهمون:

ص٨٨٨
در اين موارد بايد متوجه باشند و آن را حمل بر دروغ نكنند ، و بدانند كه آنچه آنها فهميده‌اند معنى حقيقى آن نيست ، بلكه مثل معنى مجازى است ؛ يا اينكه وقوع معنى آن مشروط به شرطى است كه هنوز متحقق نگرديده است . از جمله قيام قائم آل محمد و تعيين شخص آن حضرت از ميان ساير ائمه است ( كه بشيعيان وعده داده‌اند ) تا اميدوار باشند و موقعى كه ظلمى از ظالمى ديدند باميد نزديكى گشايش كارشان ، استقامت ورزند . پس گاهى كه در روايات « قائم » گفته مىشود مقصود كسى است كه قيام بامر امامت مىكند ؛ چنان كه فرموده‌اند كلّنّا قائمون بأمر اللَّه يعنى : همهء ما امر خداى را بپاى ميداريم ، ولى ممكن است بعضى خيال كنند كه مقصود قائمى است كه جهاد مىكند و با شمشير قيام مىنمايد . و گاهى منظور ائمه از « قائم » اينست كه اگر خداوند به آنها اجازه دهد آنها هم با شمشير قيام ميكنند ، و يا مقصود اين است كه اگر شيعيان استقامت و پايدارى نشان دهند و اسرار ائمه را مكتوم بدارند و آن طور كه ميبايد از امام خود پيروى كنند البته امام هم با شمشير قيام خواهد كرد و يا به اين معنى باشد كه حضرت صادق ( ع ) فرمود : فرزند من قائم است كه مقصود هفتمين فرزند آن حضرت است نه فرزند بلا فصل او ، سپس حضرت مثل زد باينكه خداوند وحى فرستاد براى عمران كه من پسرى به تو موهبت خواهم كرد . و مقصود فرزند فرزند بود . ولى « حنه » زن عمران اين طور فهميد كه منظور فرزند بلا فصل است . پس مقصود حضرت كه فرمود : « ما هم هر گاه در باره . . . » اينست كه هر گاه بر حسب فهم مردم يا ظاهر لفظ چيزى گفتيم ، يا اينكه اگر گاهى در ظاهر لفظ معنى حقيقى قصد كرديم ؛ مشروط بامرى است كه هنوز واقع نشده و « بداء » در آن راه مييابد ، آن هم به همان معنائى كه ما در باب خودش تحقيق كرده‌ايم و بنا بر اين داستان عيسى را حضرت از باب تنظير نقل فرمود هر چند با مقصود حضرت كاملا مطابقت نداشت . يا اينكه داستان عيسى حقيقتا همين طور بوده به اين معنى كه اول بنا بوده فرزند