او را بنام صدا زنند عرض كردم : چطور او را صدا ميزنند ؟ فرمود : نام او و نام پدرش را مىبرند ، و ميگويند آگاه باشيد فلانى پسر فلانى قائم آل محمد آشكار شد . بفرمان او گوش فرا دهيد و از وى پيروى كنيد . بعد از اين ندا هيچ ذى روحى نميماند جز اينكه اين صدا را ميشنوند و آنها كه خوابيدهاند بيدار ميشوند و بحياط خانه خود مىآيند و دوشيزگان از پس پرده بيرون ميدوند و با آن صدا قائم قيام مىكند و آن صدا هم صداى جبرئيل است .
كلينىاز ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : خداوند وحى فرستاد براى عمران كه من فرزندى نيكو و با بركت به تو موهبت ميكنم كه كور مادرزاد و افراد پيس را شفا دهد و با اجازهء خدا مرده را زنده گرداند ، و خدا او را بسوى بنى اسرائيل مبعوث گرداند عمران هم بزنش « حنه » كه مادر مريم بود خبر داد وقتى « حنه » باردار شد باور ميداشت كه پسر است ، ولى چون دختر زائيد گفت : « پروردگارا ! من كه دختر زائيدم ؟ ! با اينكه ميدانم پسر مثل دختر نيست » مقصودش اين بود كه دختر پيغمبر نميشود .
خداوند هم فرمود : خدا داناتر است كه مادر مريم چه زائيد . وقتى خداوند عيسى را بمريم موهبت كرد او همان پسرى بود كه خداوند به عمران مژده و وعده داده بود . بنا بر اين ما هم هر گاه در بارهء يكى از مردان خود چيزى گفتيم ممكن است راجع به نوادهگان او باشد ( پس اگر ديديد در بارهء يكى يا چند نفر از ما مصداق پيدا نكرد ) منكر آن نشويد .
نظر مؤلف در بارهء بداء
مؤلف : حاصل مضمون اين روايت و امثال آن اينست كه گاهى مصالح بزرگى موجب مىشود كه پيغمبران و جانشينان آنها در بارهء بعضى از امور بطور مجاز و توريه و چنان كه در كتاب ( محو و اثبات ) خواهيم گفت به امورى كه « بداء » در آن راه دارد سخن بگويند ، سپس عكس آنچه مردم از كلام اول فهميدهاند ؛ براى آنها ظاهر مىشود .