بلكه همه ميدانستند كه ائمه اطهار منتظر ظهور مهدى خودشان هستند و اعتقاد بامامت آنها هم براى خلفا كه اطمينان بانتظام امور مملكت خود داشتند ، زيان بخش نبود .
ولى حضرت صاحب الزمان عليه السّلام اين طور نيست . زيرا همه ميدانستند كه او با شمشير قيام نموده و كشورها را فتح مىكند و هر پادشاهى را مقهور ميگرداند و عدل را گسترش ميدهد و ظلم را از ميان برميدارد . پس كسى كه چنين باشد ، قهرا دشمنان از قدرت و سلطه او خواهند ترسيد و همه جا در تعقيب و كمين او خواهند بود و جاسوسها براى يافتنش ميگمارند و از ترس تسلط وى قصد كشتن او را خواهند كرد . در اين صورت البته او هم از جان خود بيمناك مىشود و ناچار پنهان ميگردد و از نظر تمام كسانى كه اطمينان به آنها ندارد خواه دوست و خواه دشمن تا موقع ظهورش ، غائب مىشود .
و نيز علت اينكه پدران آن حضرت آشكار بودند اين بود كه آنها ميدانستند اگر اتفاق سوئى براى آنها روى دهد ، امام ديگرى هست كه جاى او را بگيرد و شكاف را پر كند ، و حال آنكه امام زمان چنين نيست . زيرا ميدانيم كه كسى بعد از او نيست كه پيش از آن حضرت با شمشير ، قيام كند و جاى او را بگيرد . به همين جهت ميگوئيم : واجب است كه آن حضرت پنهان شود و از نظرها غائب گردد و بايد ميان او و پدران بزرگوارش فرق گذاشت .
اشكال اگر گفته شود : امام زمان از كجا ميداند كه موقع ظهورش از كسى ترس ندارد ؟ اگر بوسيلهء وحى دانسته ، به امام كه وحى نميشود ، و اگر با علم ضرورى فهميده اين معنى با تكليف منافات دارد . و اگر با علائمى كه موجب ظن غالب است ، استنباط كرده اين هم اطمينان بخش نيست .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 854
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٥٤