تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 839

مساهمون:

ص٨٣٩
احمد بن اسحاق تب كرد و سخت مريض شد ، بطورى كه از بهبودى خود مأيوس گشت موقعى كه بحلوان رسيديم و در يكى از كاروانسراها منزل كرديم ، احمد بن اسحاق مردى از همشهريان خود را كه ساكن آنجا بود ، طلبيد و سپس گفت : امشب از اطراف من متفرق شويد و مرا تنها بگذاريد ، ما هم از او دور شديم و هر كدام بخوابگاه خود برگشتيم . نزديكهاى صبح كه چشم گشودم ، كافور خادم امام حسن عسكرى عليه السّلام را ديدم كه روبروى من ايستاده و ميگويد : خداوند عزاى شما را نيكو و بعوض مصيبتى كه بشما رسيده پاداش نيك عطا فرمايد ، ما از غسل و كفن همسفر شما فارغ شديم برخيزيد و او را دفن كنيد ، كه او در نزد آقاى شما مقام بزرگى دارد ، سپس از نظر ما غائب گرديد . ما بر بالين احمد بن اسحاق جمع شديم و بگريه و زارى پرداختيم تا آنكه او را دفن نموديم . « 1 » در « دلائل الامامه » طبرى نيز اين روايت از عبد الباقى بن يزداد از عبد اللَّه بن محمد ثعالبى از احمد بن محمد عطار از سعد بن عبد اللَّه نقل شده است ، همچنين مختصر آن در احتجاج طبرسى آمده است . مؤلف : نجاشى « 2 » بعد از توثيق سعد بن عبد اللَّه و حكم بجلالت قدر او
هامش
( 1 ) محدث عاليقدر مرحوم حاج ميرزا حسين نورى در كتاب « نجم الثاقب » باب ششم مينويسد : « حلوان همين « ذهاب » معروف است كه در راه كرمانشاهان است به بغداد ، و قبر آن معظم در نزديك رودخانهء آن قريه است بفاصلهء هزار قدم تقريبا از طرف جنوب و بر آن قبر ، بناى محقرى است خراب ؛ و از بىهمتى و بىمعرفتى اهل ثروت اهالى ، بلكه اهل كرمانشاه و مترددين چنين بىنام و نشان مانده و از هزار نفر ( بلكه امروز از هر ده هزار نفر ) زوار يكى به زيارت آن بزرگوار نميرود . با آنكه كسى را كه امام ( ع ) خادم خود را بطى الارض با كفن براى تجهيز او بفرستد و مسجد معروف قم را بامر آن جناب بنا كند و سالها وكيل آن حضرت در آن نواحى باشد ، بيشتر و بهتر از اين بايد با او رفتار كرد و قبرش را مزار معتبرى بايد قرار داد كه از بركت صاحب قبر و بتوسط او بفيضهاى الهيه برسند » ( 2 ) احمد بن على بن احمد بن عباس نجاشى از شاگردان شيخ مفيد و حسين بن عبيد اللَّه غضائرى و سيد مرتضى و بسيارى ديگر از فحول محدثين و فقهاء و علماى انساب ؛ و همعصر شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى قدس سره القدوسى است . نجاشى از علماى متبحر در فن رجال و نسب بوده - كتاب رجال او از معتبرترين كتب رجال شيعه است . مؤلف در فصل دوم مقدمهء بحار مينويسد : كتاب رجال كشى و نجاشى در هر عصر و شهرى مدار افاده و استفاده و استناد و استدلال ما بوده است . علماى شيعه بالاتفاق نجاشى را بوثاقت در نقل و امانت در ضبط و صداقت در گفتار و علم و اطلاع بسيار و احاطهء در فن رجال مكتب ائمه اطهار ستوده‌اند . جد ششم وى عبد اللَّه نجاشى والى اهواز بوده و با حضرت صادق ( ع ) مكاتبه داشته ؛ جواب‌هائى كه حضرت بپرسش او داده و براى او فرستاده مشهور و معروف به « رسالهء نجاشى » است ، پدرش ابو العباس احمد نجاشى نيز از اجلهء علما و محدثين بوده است .