اغلب آنها بارها بچاپ رسيده و بزبانهاى عربى و فارسى وارد و ترجمه شده ، چنان كه در خلال عبارت گذشته مذكور گشت ، و در آينده هم ذكر مىشود ، علّامهء مجلسى و پدرش مجلسى اول نخستين دانشمندانى هستند كه احاديث شيعه را به فارسى قابل استفاده و سليس و ساده ترجمه كردند . چه پيش از آنها هر چند كتبى از طرف علماى دينى به فارسى ترجمه ميشد ، ولى قلم آنها روانى قلم اين دو بزرگوار را نداشت و اغلب هم موضوعات غير اخبار و روايات بود . مانند « النقض » عبد الجليل قزوينى ، تفسير ابو الفتوح رازى ، گوهر مراد « و سرمايهء ايمان » ملا عبد الرزّاق لاهيجى ، و جامع عباسى شيخ بهائى .
محدّث نورى در فيض القدسى مينويسد : يكى از اساتيد بزرگ ما بيك واسطه از علّامهء بحر العلوم نقل ميكرد كه وى آرزو داشت تمام تصنيفات او را در نامهء عمل مجلسى بنويسند ، و در عوض يكى از كتب فارسى مجلسى كه ترجمه متون اخبار ، و مانند قرآن مجيد ، در تمام اقطار شايع است در نامهء عمل او نوشته شود ! سپس محدّث عاليقدر مزبور ميگويد : چرا علّامهء بحر العلوم اين آرزو را نداشته باشد ، با اينكه روزى و ساعتى از اوقات شبانه روزى مخصوصا در ايام متبرّكه و اماكن مشرّفه نميگذرد مگر اينكه هزاران نفر از عباد و صلحا و زهاد چنگ بريسمان تأليفات وى زده و متوسّل به تصنيفات او ميگردند يكى از روى كتاب او دعا ميخواند ، و ديگرى با نوشتههاى وى مناجات مىكند ، سومى زيارت مينمايد ، و چهارمى ناله و گريه سر ميدهد . . . »
همچنين آقا احمد كرمانشاهى نوادهء استاد كل وحيد بهبهانى كه گفتيم مردى فقيه و ذو فنون و در سال 1219 از راه بندر عباس بمسقط و از آنجا بهندوستان سفر كرده و مدت پنج سال شهرهاى بمبئى ، لكهنو ، حيدرآباد دكن ، عظيمآباد ، مرشدآباد بنگاله و غيره را سياحت نموده است ، در تاريخ مرآت الاحوال جهان نما كه سفرنامه اوست و چنان كه گفتيم از كتب نفيس خطّى است ، در ضمن شرح حال دائى خود علّامهء مجلسى مينويسد :
« مصنّفات آن عالى درجات بحدّى مقبول طباع شده و بدرجهء اشتهار رسيده كه
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٩