تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
بيست سال داشت ، و دست و سر مباركش را بوسيدم . در ارشاد شيخ مفيد اين روايت را از ابن قولويه از كلينى از على بن محمد از احمد بن ابراهيم بن ادريس از پدرش ، نيز نقل كرده است . و به همين سند در غيبت از ابو على بن مطهر نقل مىكند كه گفت : او را ديدم ، سپس اندام حضرت را توصيف مىنمايد .

ابو سورهء زيدى

نيز شيخ در غيبت از احمد بن على رازى از ابو ذر احمد بن ابى سوره محمد بن حسن بن عبد اللَّه تميمى كه زيدى مذهب بود روايت نموده كه احمد بن ابى سوره گفت : اين حكايت را از جماعتى شنيدم كه آنها از پدرم روايت ميكردند و ميگفتند : پدرت ميگفت : وقتى به آهنگ ديدن حير « 1 » سفر كردم . وقتى وارد حير شدم ، ناگاه جوان خوشروئى را ديدم كه نماز ميگزارد سپس وى آنجا را ترك گفت و من هم آنجا را ترك گفته با هم بيرون آمده به طرف مشرعه آمديم . جوان به من گفت : اى ابو سوره ميخواهى بكجا به روى ؟ گفتم : ميخواهم بكوفه بروم ؟ پرسيد : ميخواهى با چه كسى به روى ؟ گفتم : با مردم . گفت : نميخواهى همه با هم برويم ؟ گفتم : ديگر چه كسى با ما خواهد بود ؟ گفت : نميخواهيم كسى با ما بيايد . آن شب را با هم به راه افتاديم تا به قبور مسجد سهله رسيديم و او گفت : اينك آن خانه‌ات مىباشد . اگر ميخواهى برو ! سپس گفت : وقتى على بن يحيى پسر زرارى را ملاقات نمودى ، از وى بخواه تا اموالى را كه پيش اوست به تو بدهد . گفتم : او نميدهد . گفت : بفلان نشانى كه فلان مقدار دينار و فلان مبلغ درهم در فلان جا گذارده است ، و فلان چيز بر روى آنست و در فلان چيز پيچيده است ، خواهد داد .
هامش
( 1 ) حير - چنان كه گفتيم حير نام قصر متوكل عباسى نزديك سامره بوده كه بعد از وى خراب شد .