اتفاقا هنگام بازگشت از سفر حج ، در حلوان « 1 » درگذشت .
در رجال نجاشى است كه على بن بابويه قمى ( پدر شيخ صدوق ) با ابو القاسم حسين بن روح ملاقات نمود و مسائلى چند از وى ( حسين بن روح ) پرسيد . سپس نامهاى نوشت و توسط على بن جعفر بن اسود « 2 » براى حسين بن روح فرستاد و از وى خواسته بود كه نامهء او را به حضرت صاحب عليه السّلام برساند .
على بن بابويه در نامهء خود از حضرت درخواست فرزندى كرده بود . حضرت در جواب نوشت : ما در اين خصوص براى تو دعا كرديم و عنقريب خداوند دو پسر نيكو به تو ارزانى ميدارد . بعدها محمد ( شيخ صدوق ) و حسين از كنيزى بوى روزى شد . ابو عبد اللَّه حسين بن عبيد اللَّه ( غضائرى ) ميگفت : از ابو جعفر شيخ صدوق شنيدم ميگفت : من با دعاى حضرت صاحب الامر ( ع ) متولد شدهام و به اين افتخار ميكرد .
محمد بن على علوى حسينى
سيد بن طاوس در كتاب مهج الدعوات از احمد بن محمد علوى عريضى از محمد بن على علوى حسينى كه ساكن مصر بود روايت مىكند كه گفت : يك وقت بطور ناگهانى امر عظيم و محنت سختى از جانب حاكم مصر براى من روى داد . من از آن امر بوحشت افتادم ، زيرا از من نزد احمد بن طولون ( حاكم مصر ) سعايت شده بود .
پس بآهنگ حج بيت اللَّه از مصر خارج شدم و از حجاز بعراق آمدم . سپس به زيارت مرقد منوّر حضرت امام حسين بن على صلوات اللَّه عليهما رفتم . و در آنجا بحضرتش پناه بردم و بقبر شريفش توسل جستم و از قدرت كسى كه از وى ميترسيدم به آن سرور ملتجى گشتم . پانزده روز در كربلا ماندم و شب و روز بدعا و تضرع پرداختم
هامش
( 1 ) حلوان بضم حاء از شهرهاى بزرگ و مرزى عراق در ناحيه خانقين فعلى بوده است . ( مراصد )
( 2 ) گويا همان محمد بن على اسود است كه از مشايخ قم بوده