غائب بودن امام در نظر دوستانش مثل اينست كه وى در شهرى و دوستانش در شهرى ديگر باشند . بلكه ملاحظهء دوستان از شخص امام زمان عليه السّلام در حال غيبتش بيشتر است ، زيرا در حال غيبت ، دوستان احتمال ميدهند امام در شهر و نزديك به آنها و در همسايگى آنها باشد و آنها را به بيند ولى آنها امام را نشناسند و از اخبار او آگاهى نيابند . اما اگر مثلا در شهرى باشد احتمال ميدهند خبر وى به امام نرسد و كارهاى او از نظر امام مخفى بماند .
و ناگفته معلوم است كه در صورت نخست دورى دوستان از ارتكاب قبائح بيشتر از صورت دوم است ، پس وقتى لطف وجود امام براى دوستان در هر حال حاصل باشد اگر از نظر آنها غائب گردد ، اشكالى ندارد .
اگر مخالفين حصول لطف را براى دوستان امام اعتراف كنند ولى بگويند چرا امام براى آنها ظاهر نميگردد ؟ .
ميگوئيم : بعقيدهء ما در همه حال واجب نيست امام ميان دوستانش آشكار باشد از اين رو سؤال آنها بىمورد است . بعلاوه لطف وجود امام زمان از راه ديگرى هم بواسطه آن حضرت براى دوستانش حاصل است . به اين بيان كه دوستان امام بواسطهء وى نسبت به تمام احكام دين اعتماد و وثوق دارند و اگر امام نميبود چنين اعتماد و وثوقى براى آنها پيدا نميشد ، و احتمال ميدادند كه بسيارى از احكام دين از نظر آنها پوشيده باشد و يا از ميان رفته و به آنها نرسيده باشد ، از اين رو موقعى كه يقين بوجود اقدسش نمودند . از اين گونه اشكالات و احتمالات ايمن خواهند بود . بنا بر اين بواسطه وجود امام زمان ، از اين لحاظ هم لطف حاصل است .
مولودهائى كه راز ولادت آنها مخفى ماند
بعلاوه ما پيشتر ذكر كرديم كه چگونگى ولادت امام زمان عليه السّلام خارق العاده نبوده ، چه امثال آن در اخبار پادشاهان گذشته هم اتفاق افتاده است چنان كه علماى ايران و مورّخين ، آنها را نقل ميكنند . مانند داستان كيخسرو كه مادرش حمل و ولادت