تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
« مستضعف » در زمين خوانده و خواسته است آنها امامان و سفراى او باشند ، ما اهل بيت عصمت هستيم . پروردگار عالم « مهدى » ما را برانگيزد تا اهل بيت را سر بلند كند و دشمنان ما را سرشكسته و خوار گرداند . و نيز سيد جليل نامبرده در كتاب مزبور از عبد اللَّه بن عباس روايت مىكند كه گفت : مقصود از آيهء :
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ
، ظهور مهدى موعود است . 50 -
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً
: « 1 » يعنى : خدا بشما روزى كرد نعمتهاى ظاهرى و باطنى خود را . در كتاب مذكور از سيد هبة اللَّه راوندى « 2 » و او از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : نعمت ظاهرى ، امام ظاهر ، و نعمت باطنى امام غائب است كه از ديدگان مردم پنهان مىشود ، و گنجهاى زمين براى او آشكار گردد ، و هر چيز دورى برايش نزديك باشد . مؤلف : روايتى به خط شيخ محمد بن على جبائى ديده‌ام كه نوشته بود روايتى به خط شهيد اول نور اللَّه ضريحه يافتم كه صفوانى « 3 » در كتابش از صفوان نقل كرده كه چون
هامش
( 1 ) لقمان - 19 ( 2 ) در ميان علماى شيعه دو تن معروف به « راوندى » ميباشند نخست سعيد بن هبة اللَّه « قطب - الدين راوندى » متوفى 573 - و ديگر ابو الرضا ضياء الدين سيد فضل اللَّه راوندى كه هر دو معاصر و از مشاهير علماى شيعه ميباشند . در اينجا كلمهء سيد از نفر اخير و هبة اللَّه پدر نفر نخست اسم واحدى را تشكيل داده كه البته اشتباه مىباشد و مقصود يكى از آنهاست ، و به نظر ميرسد كه مقصود قطب الدين راوندى باشد و سيد هبة اللَّه در اصل سعيد بن هبة اللَّه بوده است ! ( 3 ) صفوانى - محمد بن احمد بن عبد اللَّه بن قضاعه بن صفوان بن مهران جمال است . وى از بزرگان دانشمندان ماست ، و شاگرد على بن ابراهيم قمى و استاد شيخ مفيد و احمد بن على بن نوح و هارون بن موسى تلّعكبرى است . صفوانى روزى در مجلس سلطان سيف الدوله حمدانى با قاضى موصل كه مرد سنى متعصبى بود ، مناظره كرد و چون قاضى بحجت از وى فرو ماند و از در انكار در آمد ، با وى مباهله نمود يعنى طرفين در باره يك ديگر نفرين كردند كه هر كدام راه باطل ميروند ، دچار عذاب الهى گردد . سپس دست بهم دادند و مباهله كردند و از يك ديگر جدا گشتند . قاضى في الحال تب كرد و همان دستى كه بصفوانى داده بود ورم كرد و سياه شد و روز بعد به هلاكت رسيد . و اين موجب مزيد اعتبار صفوانى در نزد سلطان و سايرين گشت . ابن نديم در فهرست ميگويد : « صفوانى درس نخوانده بود و چيز نمىنوشت . من او را در سنهء 346 ملاقات كردم . مردى بلند قد ، تنومند و خوش لباس بود » . شيخ طوسى نيز در فهرست مينويسد : صفوانى دانشمندى حافظ ، و داراى علمى بسيار ، و نيكو زبان بود . گويند : درس نخوانده بود و چيز نمينوشت با اين وصف كتبى چند از وى در دست است كه او املا كرده و ديگرى نوشته است . ( سفينة البحار )
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 268 | العلامة المجلسي / على دوانى