يا نه ؟ با من پيمان بسته و اطلاع دهيد كى اين كار خواهد شد ؟ فرمود : او كسى است كه پرچمها دارد و در كوه و دشت از كسان و بستگان و وطن دور و تنها ميماند پدرش را كشتهاند ولى او انتقام نگرفته ، كنيهء او بنام عمويش مىباشد و نامش نام پيغمبر است .
گفتم : تكرار فرمائيد ! پاره پوستى يا صحيفهاى خواست و آنچه فرموده بود در آن نوشت .
در غيبت نعمانى اين روايت را بطريق ديگر از سالم اشل از حصين تغلبى نقل كرده و در آخر ميگويد : چون حضرت بسخنان خود خاتمه دادند ، فرمود :
آنچه گفتم حفظ كردهاى يا بنويسم ؟ عرضكردم : اگر ميل داريد بنويسيد حضرت پاره پوستى يا صفحهاى خواستند و آن را نوشته به من دادند . راوى ميگويد : در اين وقت تغلبى صحيفه را بما نشان داد و خواند . سپس گفت : اين نامهء امام محمد باقر است .
همچنين در آن كتاب از ابو جارود نقل مىكند كه امام باقر عليه السّلام فرمود :
صاحب الامر از وطن دور و از كسانش مهجور است . پدرش را كشتهاند و او قصاص نكرده ، كنيهء او بنام عمويش مىباشد و نامش نام پيغمبرى است . و تنها بسر ميبرد ، و نيز در كتاب مزبور از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : آن كس را كه شما ميخواهيد و بوى اميدواريد ، از مكه قيام مىكند ، و از مكه قيام نخواهد كرد تا وقتى كه آنچه ميخواهد ببيند هر چند اعضاى آدمى از انتظار و غصه مانند درخت ، خشك و متلاشى گردد .
نيز در آن كتاب از امام ششم روايت كرده كه فرمود . چون اين سه اسم :
محمد و على و حسن از پى هم در آيد ، چهارمى آنها قائم است « 1 » .
همچنين در كتاب ياد شده از داود رقى نقل كرده كه گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم : فدايت گردم ! انتظار ما در ظهور صاحب الامر بدرازا كشيد و دلها
هامش
( 1 ) توضيح آن خواهد آمد .