مگر اينكه از حرام پاك و پاكيزه گردد ، پول زن خواننده ، هم حرام است .
و اما محمّد بن شاذان بن نعيم ، او مردى از دوستان ما اهل بيت است . و اما ابو الخطاب محمّد بن ابى زينب اجدع ، پس او و اصحاب او همه ملعون هستند ، و تو با آنها كه عقيده اينان را دارند ، نشست و برخاست مكن . زيرا من از آنها بيزارم و پدران من هم از آنها بيزار بودهاند و اما كسانى كه اموال ما را ميگيرند ، اگر چيزى از آن را براى خود حلال بدانند و بخورند ، مثل اينست كه آتش خوردهاند ، و اما خمس براى شيعيان ما مباح است و براى ايشان تا هنگام ظهور ما حلال گشته است . تا بواسطهء آن ولادتشان پاك باشد و پليد نشوند و اما مردمى كه از فرستادن آن اموال بنزد ما پشيمان شدند و در دين خدا شك كردند هر كس بخواهد آنچه بما داده بوى پس ميدهيم و ما احتياجى به بخشش مردمى كه در بارهء ما شك دارند نداريم ! و اما علت غيبتى كه بوقوع پيوسته ؛ خداوند ميفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ
يعنى : اى كسانى كه ايمان آوردهايد از چيزهائى كه اگر براى شما آشكارا شود شما را آزرده مىكند ، سؤال ننمائيد : هر يك از پدران من در زمان خود بيعت سلطان طاغى زمان خود را به گردن گرفت ، ولى من زمانى كه ظهور ميكنم ، بيعت هيچ يك از طاغيان روزگار را به گردن ندارم « 1 » .
هامش
( 1 ) در صفحه 1067 گفتيم : كه تطبيق اين معنى به ميرزا على محمّد شيرازى كه بهائيان از آن سوء استفاده نموده ، هيچ گونه مناسبتى ندارد . زيرا اولا سيد باب مخالفتى با سلطان زمان خود محمّد شاه قاجار ننمود . بلكه در دست او اسير و در بدر ميگرديد ، در شيراز از ادعاى خود بيزارى جست ، و در زندان توبه نامه نوشت . و آخر هم تيرباران گرديد . بعلاوه در اينجا ميخوانيد كه امام زمان حجّت بن الحسن العسكرى يعنى امام غائب شيعيان سخن ميگويد .
ولى فرقه بهائى كه عقيده به امامت پسر امام حسن عسكرى و امام غائب ندارد . اين امام كه بيعت كسى را به گردن نميگيرد ، كجا و پسر ميرزا رضاى بزاز شيرازى ؛ امام زمان تيره بخت بابى و بهائى و ازلى كجا - چه نسبت خاك را با عالم پاك ؟