تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1250

مساهمون:

ص١٢٥٠
امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت ، وصيت و علم و فرزند و جانشين او در ميان ما است و جز ظالمان گناهكار كسى راجع بمنصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد ، و جز كافر منكر كسى ادعاى اين منصب بزرگ را نميكند . اگر ملاحظهء مغلوب شدن امر خدا و آشكار گشتن سر الهى نبود ، چنان حق ما براى شما ظاهر ميگرديد كه عقلهاتان حيران گردد و ترديدتان بر طرف شود ، ولى آنچه خداوند خواسته و هر چيزى در لوح محفوظ مرقوم است ، تحقق خواهد يافت پس شما هم از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را بما واگذاريد . همه گونه خير و خوبى از ما بمردم ميرسد . آنچه بر شما پوشيده است ، براى اطلاع از آن اصرار نورزيد ، و به چپ و راست ميل نكنيد . مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد . من آنچه لازمهء نصيحت بود بشما گفتم و خداوند بر من و شما گواه است . اگر محبت بشما نداشتيم و صلاح شما را نميديديم ، و بخاطر ترحم و شفقت بر شما نبود ، گفتگوى با شما را ترك ميگفتيم . . . و صلّى اللَّه على محمّد النبى و آله و سلم تسليما .

جواب اسحاق بن يعقوب

و نيز در احتجاج طبرسى از شيخ كلينى و او از اسحاق بن يعقوب نقل مىكند كه گفت : من از محمّد بن عثمان رحمة اللَّه عليه « 1 » خواهش كردم نامهء مرا كه مشتمل بر پاره‌اى از مسائل مشكله است بناحيه مقدسه تقديم كند ( بعد از آنكه وى پذيرفت و تقديم كرد ) توقيعى بدين مضمون در جواب سؤالات من به خط مولى صاحب - الزمان عليه السّلام بافتخارم صادر گشت :
هامش
( 1 ) نائب دوم حضرت امام زمان عليه السّلام .