اين وعده بوى داده شده على بن ابى طالب است كه خداوند به او وعده داده كه در دنيا از دشمنش انتقام بگيرد ، و در آخرت نيز بوى و دوستانش وعده بهشت داده است .
مفيد در كتاب « مجالس » از عبايهء اسدى روايت كرده كه گفت : شنيدم امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمود : من آقاى پيران هستم ، در من علامتى از ايوب هست « 1 » و روزى بيايد كه خداوند كسان مرا مانند كسان و فرزندان يعقوب بدورم گرد آورد .
دولت آل محمد در زمان رجعت
كلينى در كافى از حسن بن شاذان واسطى روايت كرده كه گفت : نامهاى به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام نوشتم و از ناسازگارى و تعدى مردم واسط كه از پيروان عثمان بودند ، و به من آزار ميرساندند ، شكايت نمودم . حضرت به خط مبارك مرقوم فرموده بودند كه : خداوند جل ذكره از دوستان خود عهد و پيمان گرفته كه در دولت باطل صبر پيشه سازند ؛ بنا بر اين تو هم به حكم پروردگارت صبر كن ، كه چون سرور مردم قيام كند پيروان باطل را از قبر بيرون آورده انتقام دوستان مظلوم ما را از آنها بگيرد در آن موقع است كه آنها مىگويند :
مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
« 2 » يعنى : چه كسى ما را از گورمان بيرون آورد ؟ اينست آن روزى كه خداوند وعده داده و فرستادگان خداوند راست گفتند .
شيخ صدوق در كتاب « من لا يحضره الفقيه » بسند خود از موسى بن عبد اللَّه نخعى از امام على النقى عليه السّلام « زيارت جامعه » را روايت كرده تا آنجا كه حضرت اين فقره از زيارت مزبور را خواندند : « و جعلنى ممّن يقتص آثاركم و يسلك سبلكم
هامش
( 1 ) ايوب پيغمبر بعد از ساليان دراز بيمارى و نقاهت و عمر طولانى بارادهء خداوند جوان شد و از بيمارى نجات يافت و نيروى از دست رفتهاش را باز يافت . بنا بر اين حضرت اشاره برجعت خود در زمان دولت قائم نموده است .
( 2 ) سوره يس آيه 52