نكرد اين بود كه آن دو نفر قبلا اساس ظلم و ستم را پايهگذارى كرده بودند ، و اين موضوع در دلهاى مردم ريشه دوانيده بود .
و اما علت اينكه گناهان گذشته بشر قبل را نيز به گردن آنها انداخت ، اين است كه آن دو نفر راضى بافعال مردم امثال خود بودنند ، مانند ممانعت جانشينان پيغمبران از رسيدن بحقشان و هر فسادى كه بر اين نيت و عمل مترتب مىشود . زيرا اگر آنها اين افعال را زشت ميدانستند ، خودشان مرتكب آن نميشدند ، و هر كس راضى بفعل كسى باشد مانند اين است كه خود مرتكب آن شده است . چنان كه آيات بسيارى دليل بر اين مدعاست .
مانند اينكه خداوند كارهاى زشت پدران يهود را نسبت به خود اينان داده و يهودان زمان پيغمبر را بواسطه آنچه پدرانشان در عهد حضرت موسى و ساير اعصار مرتكب ميشدند ، نكوهش مىكند . زيرا كه خدا ميدانست يهودان عصر پيغمبر از اعمال پدرانشان رضايت دارند ، و نيز روايات مستفيضه هم از طريق شيعه و سنى مؤيد اين مطلب است .
بعلاوه دور نيست كه ارواح ناپاك آنها در صدور آن امور مفسدت انگيز از اشقياء ، مدخليت داشته است . همانطور كه ارواح پاك اهل بيت پيغمبر مؤيد و مدد كار كارهاى خوبى بوده كه پيغمبران انجام ميدادهاند . و در رفع گرفتارىها واسطه بودهاند ، چنان كه در كتاب « امامت » گذشت از اينها گذشته ، ممكن است مطلب را اين طور تأويل كنيم كه : امام زمان عليه السّلام تمام كارهاى آن دو نفر را تطبيق باعمال اشقيا مىكند و ثابت مينمايد كه آنها در شقاوت مانند همه اشقياى عالم بودهاند ، زيرا هر كار شقاوت آميز اشقياى عالم ، از آنها نيز صادر شده است .
و اينكه : خدا در آيهء گذشته فرمود : اشقيا در آتش دوزخ و سعادتمندان در بهشت هستند ، مگر اينكه خداوند تو بخواهد - آنها را نجات دهد -
إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ