باب سى و سوم آنچه طبق روايت مفضل بن عمر در روزگار آن حضرت در جهان روى ميدهد
در يكى از تأليفات علماى شيعه بسلسلهء سند از مفضل بن عمر « 1 » روايت شده است كه گفت : از آقايم حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم : آيا مأموريت مهدى منتظر وقت معينى دارد كه بايد مردم بدانند كى خواهد بود ؟ فرمود : حاشا كه خداوند وقت ظهور او را طورى معين كند كه شيعيان ما آن را بدانند . عرضكردم : آقا براى چه ؟ فرمود :
زيرا وقت ظهور او همان ساعتى است كه خداوند ميفرمايد :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها ؛ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً
« 2 » .
هامش
( 1 ) مفضل بن عمر كوفى - از اصحاب حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم عليهما - السلام است . روايات بسيارى از آن دو امام عاليمقام شنيده و روايت كرده است ، و هم از وكلاى آنان بوده است . حديث مفصل و معروف وى از حضرت صادق در بارهء خداشناسى كه مشهور به « توحيد مفضل » است ، دليل روشنى بر اهميت و شخصيت وى نزد حضرت صادق است ، همين روايت مفضل كه علامهء مجلسى در اين باب نقل مىكند نيز بر فرض كه صحت آن مسلم باشد ، دليل بارزى بر مقام بزرگ آن مرد دينى است .
موسى بن بكر ميگويد : چون خبر مرگ مفضل به حضرت موسى كاظم ( ع ) رسيد ، فرمود :
خدا او را رحمت كند كه پدرى بود بعد از پدر و راحت شد .
بعضى از دانشمندان ما نظر بپارهاى از روايات كه در آن از مفضل نكوهش شده است ، او را مورد قدح قرار داده و به نيكى ياد نكردهاند . ولى اغلب محققين نظر موافق دارند ، و ميگويند آن روايات يا مجعول و يا در مورد تقيه و براى حفظ مفضل از دشمنان بوده است كه او را از اصحاب خاص ائمه ندانند ؛ و قصد سوئى نسبت بوى نكنند .
( 2 ) سورهء اعراف آيه 187 .