رأفت و ترحم را در دل آنها جاى دهم ، بطورى كه مواسات و برادرى ميان آنها برقرار گردد ، و آنچه دارند على السويه ميان خود قسمت كنند ، فقرا بىنياز ميشوند و كسى بر ديگرى برترى ندارد . و بزرگ بر كوچك ترحم مىكند و كوچك بزرگ را محترم ميدارد ، همه متدين بدين حق ( اسلام ) هستند و طبق دستورات آن رفتار ميكنند و حكم مينمايند .
آنها دوستان من هستند كه پيغمبرى چون محمد مصطفى و امام امينى مانند على مرتضى را براى ( هدايت و راهنمائى ) آنها برگزيدم ، و آن مردم را دوستان و ياوران پيغمبرم محمد مصطفى و امينم على مرتضى قرار دادم .
اى شيطان ! آن روز وقتى است كه در علم غيب خودم پنهان كردهام ، و ناچار بوقوع مىپيوندد . در آن روز تو و تمام دار و دسته و لشكرت را نابود ميگردانم ، فاذهب
فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
.
مؤلف : اين آثار كه ذكر شد در نابودى شيطان و دار و دسته او در تمام ايام پيغمبر و امت او تا كنون تحقق نيافته است ؛ و مسلما بايد روزى بعد از برانگيخته شدن پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله متحقق شود ؛ و آن روز هم فقط زمان ظهور و سلطنت قائم آل محمد است چنان كه در اخبار سابق گذشت و قسمتى هم خواهد آمد .
در كتاب « عدد القويه » مينويسد : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : گوئى قائم را در پشت نجف مىبينم كه زره پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را پوشيده و چون جمع شده است ، آن را مىتكاند تا باندامش رسا مىآيد آنگاه ، آن را با پارچهاى از استبرق ميپوشاند و سوار اسب ابلقى ( سياه و سفيد ) كه ميان دو چشمش سفيد است شده ، و طورى آن را به حركت مىآورد كه سفيدى پيشانى اسبش را مردم شهرها ببينند و خود علامت ظهور او باشد ، سپس پرچم رسول خدا را ميگشايد و از گشودن آن نورى ميجهد كه ما بين شرق و غرب را روشن مىكند .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : گويا قائم را مىبينم كه بر اسب سياهى كه ميان پيشانيش از سفيدى