عرضكردم : ميراث رسول خدا چيست ؟ فرمود : شمشير و زره و عمامه و عبا و عصا و پرچم و زين و برگ اسب پيغمبر است ، چون وارد مكه مىشود شمشير از غلاف بيرون مىآورد و زره را ميپوشد و پرچم مىافرازد و عبا و عمامه را ميپوشد ، و عصا را بدست ميگيرد ، و از خداوند اجازه ميطلبد كه رسما ظهور كند ، يكى از دوستانش از اين موضوع اطلاع پيدا مىكند و نزد سيد حسنى مىآيد و به او خبر ميدهد . حسنى هم پيشدستى مىكند و قبل از آن حضرت خروج مينمايد ، اهل مكه بر او هجوم كرده او را ميكشند و سرش را بشام ميفرستند ، در آن موقع صاحب الامر قيام مىكند ، مردم با وى بيعت ميكنند و فرمانش را گردن مينهند .
آنگاه مرد شامى ( سفيانى ) لشكرى بمدينه ميفرستد و پيش از رسيدن بمدينه خداوند آنها را هلاك ميگرداند . در آن روز اولاد على عليه السّلام از مدينه فرار ميكنند و در مكه بقائم ملحق ميشوند ، سپس صاحب الامر بعراق مىآيد و لشكرى بمدينه ميفرستد و اهل مدينه تأمين پيدا ميكنند و به آن شهر برميگردند . اين حديث در كتاب كافى نيز بسند ديگر ذكر شده است « 1 »
اينها قائم آل محمد نيستند !
همچنين در كافى از عيسى بن قاسم روايت نموده كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : پرهيزكارى از خداوند يگانهاى را كه شريك ندارد پيشه سازيد ، و در خود بنگريد ! به خدا قسم اگر شخصى گلهاى داشته باشد كه در آن گله شبانى گماشته باشد ، هر وقت شبان بهترى پيدا كند ، اولى را جواب كرده دومى را كه
هامش
( 1 ) در بعضى از احاديث گذشته باب علائم ظهور و همين مورد ميگفت قائم از مدينه به مكه ميرود و در مكه نيز با سادگى و احتياط مىگذراند ، و بعد در كوفه قيام مىكند ، البته بايد دانست كه گفتهاند « الامور مرهوتة باوقاتها » هر كارى وقتى دارد . قائم ( ع ) در آغاز ظهور بيش از سيصد و سيزده نفر فداكار دارد ، و با اين عده چگونه ميتواند با جهانى بجنگد ولى چون بعراق مى - آيد و لشكرش به ده هزار نفر از جان گذشته ميرسند قيام حقيقى از آن موقع شروع مىشود .