تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1074

مساهمون:

ص١٠٧٤
و نيز از ابو بصير از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : قائم در روز شنبه و عاشورا يعنى روز شهادت امام حسين عليه السّلام قيام مىكند . نيز در كمال الدين از ابان بن تغلب از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : اول كسى كه با قائم بيعت مىكند جبرئيل است كه به صورت پرندهء سفيدى از آسمان فرود مىآيد و با وى بيعت مىكند . آنگاه يك پاى خود را روى خانه خدا در مكه و پاى ديگر روى بيت المقدس ميگذارد و با صداى رسا و فصيح بطورى كه تمام مردم روى زمين بشنوند مىگويد :
أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ
« 1 »
هامش
( 1 ) ابو الفضل گلپايگانى از اين روايت هم سوء استفاده خوبى كرده است . چه وى نام بيت المقدس را در اين حديث ديده ، و با تكلف و زحمت دست و پائى كرده تا آن را با سكونت اجبارى حسين على مازندرانى در « عكا » واقع در فلسطين ؛ مربوط سازد و از آن بهره بردارى كند . وى بعد از نقل اين حديث در آخر فصل ثانى « فرائد » مينويسد : اين حديث بصراحت دلالت مينمايد كه موقع ارتفاع نداء ، اين مقام مقدس گردد ، و نداى آسمانى از اين دو بيت رفيع مسموع خلائق شود » ! ! گلپايگانى ميخواهد بگويد آن همه روايات كه ميگويد جبرئيل از آسمان قائم را بنام صدا مىزند بطورى كه شرق و غرب ميشنوند ، همين است كه سيد على محمد شيرازى در مكه و ميرزا حسين على مازندرانى در « عكا » بوده و ادعاى ظهور قبل و بعد كرده‌اند و السلام ! بنا بر اين مسلك بهاء « امر اللَّه » است و بايد عباس افندى را « ولى امر اللَّه » و مبلغين بهائى را « ايادى امرى » گفت : چون در اين آيه است كهأَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ! چنان كه فرقه بهائى به همين سرقتها و دستبردها دل بسته ، و سرمايه‌اى جز اين پندارهاى واهى ندارند . اين آيه در حديث صفحه 911 و بعضى جاهاى ديگر هم آمده و خواهد آمد ولى چه ربطى با ادعاى باب و بهاء دارد ؟ خدا گواه است ، و عقلا دانند ! كى جبرئيل با ميرزاى باب بيعت كرد و كجا بهاء بيت المقدس را ديده است ؟ يك بيچاره تبعيدى در قلعه « عكا » چه قربى دارد ، كه جبرئيل نداى ادعاى پوچ او را به همه خلائق برساند ، تازه امروز بعد از صد سال چقدر مردم دنيا نام باب و بهاء را شنيده و به اين « امر اللَّه » گرويده‌اند ، در همين ايران « امر اللَّه » يا ديانت پر نفوذ ! بهائى بعد از صد و بيست سال چقدر پيشرفت كرده است ؟ ! امروز هم بهائى بيچاره چون نام « بهاء » كه بمعنى روشنى است ؛ در دعاى سحر ماه رمضان مىبيند ميپندارد كه مقصود حسين على بهاء است ، در صورتى كه جلال ، و جمال و كمال و عزت هم هست ؛ و بايد هر كس نامش با اين الفاظ مطابق شد آن را به خود منطبق سازد ! چنان كه ميگويند زنى ادعاى پيغمبرى كرد ، چون دليل خواستند گفت : امام محمد باقر در دعاى سحر فرموده : اللهم انى أسألك من عزتك بأعزها و كل عزتك عزيزة نام من هم « عزت خانم » است ؛ پس من پيغمبرم ! اين ارتباط و صراحت كه گلپايگانى در اين روايت ادعا كرده است ؛ انسان را به ياد شعر آن عاشق سينه چاك مياندازد كه معشوق خود را اين طور ستوده است :خال در چرخ لبش همچو سهيل افتاده * در خاك نجف قبر كميل افتاده !