مؤلف : شايد مقصود از كلمهء موفق در جملهء « جوان موفق » اين باشد كه اعضاى حضرت با هم متوافق و اندامش معتدل است ، يا كنايه از اين باشد كه حضرتش در موقع ظهور در اواسط روزگار جوانى بلكه آخر ايام جوانى به نظر مىآيد زيرا در مثل اين گونه سن است كه انسان موفق به تحصيل كمال مىشود .
همچنين در كتاب غيبت شيخ بسند خود از سيف بن عميره روايت كرده كه فرمود : من در نزد منصور دوانقى ( خليفه عباسى ) بودم كه بدون مقدمه گفت : اى سيف ! بايد روزى بيايد كه گويندهاى از آسمان يكى از اولاد ابو طالب را بنام صدا زند . پرسيدم آيا اين را كسى روايت مىكند ؟ گفت : بخدائى كه جان من در دست اوست اين را با دو گوشم از او ( امام محمد باقر عليه السّلام ) شنيدم كه ميگفت : روزى بيايد كه گويندهاى از آسمان مردى را بنام صدا زند ، گفتم : من نظير اين حديث را تاكنون شنيدهام . گفت : اى شيخ ! اگر آن روز فرا رسد ما ( بنى عباس ) نخستين كسى باشيم كه دعوت او را مىپذيريم ، زيرا او يكى از عموزادگان ما است .
پرسيدم : كدام عموزادهء شما ؟ گفت : مردى از فرزندان فاطمه عليها السلام است . آنگاه گفت : اى شيخ ! اگر تمام مردم دنيا اين حديث را روايت ميكردند من از آنها باور نميكردم ولى بدان كه اين حديث را من از محمد بن على ( امام محمد باقر عليه السّلام ) شنيدم و ميدانى كه او كيست ؟ ! اين حديث در كتاب « ارشاد » شيخ مفيد هم ذكر شده است .
كلينى در كتاب « كافى » از ابو خالد كابلى از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه در تفسير اين آيهء شريفه
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً
فرمود : خيرات در اين آيه ولايت و دوستى ماست و آنها كه خداوند هر جا باشند يك جا جمع مىكند ، ياران قائم هستند كه سيصد و سيزده نفر مرد ميباشند . سپس حضرت فرمود :
به خدا قسم آنها « امة معدوده » اى هستند كه در قرآن است ، و خداوند در يك لحظه آنها را مانند پارههاى ابر فصل پائيز در يك جا جمع مىكند .