و بعد كه خاموش شد مردى را در كام خود فرو برده نابود گرداند و شعله آتشى از مغرب زمين دامن خود را بالا زده و ميگويد : اى واى بر آنها كه طعمه من شوند « 1 » پس هنگامى كه گردش آسمان طولانى شد خواهيد گفت : ( آن مهدى موعود ) مرده يا هلاك شده و بكدام بيابان رفته است . آن روز تأويل اين آيه مصداق پيدا مىكند «
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ
. . . » و براى آن نشانهها و علائمى است .
اول آنها محاصره كوفه است بوسيلهء نگهبانان و خندق ، و رخنه كردن آب در كوچههاى كوفه ، و تعطيل مساجد در مدت چهل شب ، و پيدا شدن هيكل « 2 » و برافراشته شدن پرچمها در اطراف مسجد بزرگ كوفه ، و قاتل و مقتولى كه هر دو در آتش دست و پا ميزنند ، و قتل و مرگ شايع ؛ و كشته شدن مردى پاكدل ( نفس زكيه ) با هفتاد نفر در بيرون كوفه ، و شخصى كه در بين ركن و مقام سر او را از تن جدا ميسازند و كشته شدن اشقع در موقع بيعت گرفتن بتها بطور صبر ، و خروج سفيانى با پرچم سرخى كه سركرده آنها مردى از قبيلهء كلب است . و رفتن دوازده نفر از لشكر سفيانى به طرف مكه و مدينه كه سرلشكر آنها مردى از بنى اميه بنام خزيمه است . چشم چپش نابينا گشته ، و در چشم راستش لكهء غليظى است ، و خود را بمردان شبيه نموده .
هر جا ميرود فتح مىكند تا آنكه وارد مدينه مىشود ، در خانهاى كه آن را خانهء ابو الحسن اموى ميگويند فرود مىآيد . آنگاه لشكرى براى گرفتن مردى از خاندان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه شيعيان گرد وى اجتماع نمودهاند و در آن موقع از مدينه به مكه باز ميگردد ، ميفرستد .
سرلشكر سفيانى مردى از قبيلهء غطفان است . موقعى كه آن لشكر بوسط « قاع
هامش
( 1 ) آتشى كه از شرق و غرب مىآيد ، در بعضى از روايات سابق هم بود و شايد در آينده نيز بيايد ، ممكن است كنايه از جنگ اتمى شرق و غرب باشد كه امروز تمام جهان را بوحشت انداخته است . امروز همه ميدانند كه جنگ آينده ، ميان بلوك كمونيست بسركردگى شوروى ، و دنياى غرب بجلودارى آمريكا است .
( 2 ) هيكل در لغت بمعنى درخت بزرگ و دراز ؛ ساختمان مرتفع ، حيوان قطور صورت ، شخص و عكس آمده است .