مسجدى بنا كن و بنام بانى آن نامگذارى نما . پس مردى بنام « براثا » آن را ساخت و بنام او معروف گشت آنگاه فرمود : آب از كجا مينوشى ؟ عرضكرد : يا امير المؤمنين از دجله ! فرمود : چرا در همين جا چشمه يا چاهى حفر نميكنى ! عرضكرد : يا امير المؤمنين هر وقت چاه كنديم شور بود .
فرمود : در همين جا چاهى بكن وقتى چاه كندند ، سنگ بزرگى در آن پيدا شد كه نتوانستند آن را بيرون آورند . خود امير المؤمنين عليه السّلام آن را درآورد . چون سنگ از جا كنده شد ، چشمهء آب گوارائى از زير آن جوشيد آنگاه فرمود : اى حباب بعد از اين بايد آب آشاميدنى تو از اين چشمه باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) داستان كندن اين سنگ بزرگ از درون چاه توسط امير المؤمنين ( ع ) مورد اعتراف شيعه و سنى است . فيلسوف بزرگ خواجه نصير الدين طوسى در « تجريد الاعتقاد » در مبحث امامت - خاصه يكى از دلائل شايستگى على ( ع ) را نيروى بدنى بىنظير آن حضرت دانسته و ميگويد « و رفع الصّخرة العظيمة عن القليب » دانشمند عاليمقام علامهء حلى در شرح اين جمله مينويسد :
وقتى حضرت امير عازم جنگ صفين بود بنزديك ديرى رسيدند و لشكر دچار تشنگى سختى شدند حضرت دستور داد چاهى حفر كردند ، سنگى عظيم در آن پيدا شده لشكر از بيرون آوردن سنگ عاجز شدند خود امير المؤمنين ( ع ) بميان چاه رفت و سنگ را كند و آن را بمسافت دورى پرتاب كرد آب از زير آن جوشيد راهب هم چون اين را ديد اسلام آورد »