زيد نديدهام .
ما خواستيم با آوردن اين احاديث در شرح گفتارش كه فرموده است « ما جامهء چسبيده به بدن و اصحاب پيامبر و گنجوران و دروازههاى آنيم » ، به بزرگى و عظمت مقام او در نظر حضرت ختمى مرتبت اشاره كنيم و هر كس درباره او اين گونه احاديث گفته شده باشد اگر به آسمان عروج كند و در هوا پرواز كند و بر فرشتگان و پيامبران به سبب اين تعظيم و گراميداشتى كه از او شده است فخر بفروشد نمى توان او را سرزنش كرد كه شايسته و سزاوار آن است در حالى كه على عليه السلام هيچگاه راه كبر و غرور و خودپسندى را در گفتار و كردار خود نپيموده است و نرمخوترين ، گرامى ترين ، افتادهترين ، شكيباترين و گشادهروترين افراد بشر بوده است ، تا آنجا كه گروهى او را به بذله گويى و شوخى نسبت دادهاند و اين دو از خويهايى است كه با تكبر و قدرت طلبى مغايرت دارد . همچنين بايد در نظر داشت كه اگر على ( ع ) گاهى از اين گونه سخنان بر زبان مى آورد همچون آه دردمند و گله اندوهگينى است كه براى آنكه لحظهيى نفسى بكشد بيان مى دارد و قصد او شكر نعمت است و اينكه اشخاص غافل را آگاه سازد كه خداوند چه فضيلتى به على ارزانى فرموده است و اين از باب امر به معروف است و تحريك و برانگيختن مردم به اعتقاد داشتن به حق و حقيقت درباره خودش و بازداشتن مردم از اينكه ديگرى را بر على فضيلت و برترى دهند بوده است و خداوند سبحان هم در قرآن از اينكه چنين كنند نهى كرده و در آيهء سى و پنجم سورهء « يونس » چنين فرموده است : « آيا آن كس كه به حق هدايت مىكند سزاوارتر است پيروى شود يا آن كس كه به هدايت راه نمى يابد مگر اينكه هدايت شود ، پس چيست شما را چگونه حكم مى كنيد » .
خطبه ( 156 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) خطاب به مردم بصره دربارهء خونريزيها اين خطبه با عبارت « فمن استطاع عند ذلك ان يعتقل نفسه على الله فليفعل »