تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بينواست و مالى ندارد . پيامبر فرمود « من تو را به پيشگام ترين مسلمانان در مسلمانى و به بزرگترين ايشان از لحاظ بردبارى و عالم ترين ايشان تزويج كردم ، مگر نمى دانى كه خداوند يك بار بر جهان به ديده لطف سركشيد و پدرت را از آن برگزيد و بار ديگر بر آن سر كشيد و شوهرت را از جهان برگزيد » اين را هم احمد حنبل در مسند نقل كرده است .

خبر بيست و چهارم

: چون پس از بازگشت پيامبر ( ص ) از جنگ حنين [ سورهء نصر ] « إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ » نازل شد ، پيامبر فراوان « سبحان الله و استغفر الله » مى گفت و سپس فرمود « اى على ، همانا آن چيزى كه به آن وعده شده بودم فرا رسيد ، پيروزى آمد و مردم گروه گروه وارد دين خدا شدند و هيچ كس از تو براى مقام من سزاوارتر نيست كه تو در اسلام از همگان پيشگام ترى و به من نزديكى و داماد منى و سرور زنان جهانيان در خانه تو است ، و وانگهى به پاس تحمل رنجهاى فراوان ابو طالب در مورد من به هنگام نزول قرآن بسيار دوست مى دارم كه حق اين نعمت را در مورد فرزندان ابو طالب رعايت كنم » . اين موضوع را ابو اسحاق ثعلبى در تفسير قرآن خود آورده است . بدان كه ما اين اخبار را از اين جهت اينجا آورديم كه بسيارى از كسانى كه از على عليه السلام منحرف اند چون به اين گونه سخنان او در نهج البلاغه يا ديگر كلمات او مى رسند كه در آن از نعمت خداوند نسبت به خود و اختصاص خويش به پيامبر ( ص ) سخن گفته است و بدين گونه خود را از ديگران مشخص مى سازد ، او را به تكبر و فخر فروشى و به خود باليدن متهم مى كنند ، و پيش از ايشان هم گروهى از اصحاب پيامبر ( ص ) همين سخنان را مى گفتند ، آن چنان كه به عمر گفتند : على را به سرپرستى جنگ و فرماندهى لشكر بگمار . گفت : او به خود بالنده‌تر از اين است . زيد بن ثابت هم مى گفته است : خود پسندتر از على و اسامة بن -