زنگيان چون نتوانستند چارهاى بسازند آن خانه را تسليم كردند و از آنجا پراكنده شدند . غلامان ابو احمد موفق به آن خانه درآمدند و باقيمانده اموال و اثاث او را كه سالم مانده بود گرفتند و غارت كردند و زنان و فرزندان او را اعم از دختر و پسر به اسيرى گرفتند ، ولى سالار زنگيان توانست بگريزد و گريزان به خانه على بن ابان مهلبى برود بدون اينكه به زن و فرزندان و اموال خويشتن بينديشد . خانه او به آتش كشيده شد ، زنان و فرزندانش را در حالى كه بند بر ايشان نهاده بودند به موفقيه آوردند . ياران ابو احمد آهنگ خانه مهلبى كردند كه سالار زنگيان به آن پناه برده بود ، در اين حال شمار زنگيان بسيار شد . ياران ابو احمد هم به غارت اموال از خانههاى زنگيان سرگرم شدند ، سالار زنگيان سرگرم شدن آنان را به غارت غنيمت شمرد و به سرهنگان خويش دستور داد فرصت را مغتنم شمرده و بر آنان حمله برند ، آنان از چند جهت بر ياران ابو احمد حمله كردند و گروهى هم از كمينگاههايى كه كمين كرده بودند بيرون آمدند و توانستند ياران ابو احمد را پراكنده سازند و آنان را تعقيب كردند و تا كرانه رود ابو الخصيب عقب نشاندند و گروهى از سواركاران و پيادگان ايشان را كشتند و توانستند بخشى از اموال و كالاهايى را كه غارت شده بود پس بگيرند .
آنگاه مردم به حال خويش برگشتند و جنگ تا هنگام عصر ادامه يافت .
ابو احمد چنان مصلحت ديد كه ياران و لشكريان خود را از معركه جنگ برگرداند و به آنان فرمان داد و ايشان با سكون و آرامش برگشتند كه شكست و گريز شمرده نشود و توانستند به كشتيهاى خود سوار شوند و زنگيان از تعقيب آنان باز ايستادند و ابو احمد توانست لشكر را به لشكرگاه برگرداند .
ابو جعفر طبرى مى گويد : در اين ماه دبير ابو احمد يعنى صاعد بن مخلد از سامراء همراه ده هزار تن به يارى او رسيد ، همچنين لولوء كه از دوستان و سرهنگان ابن طولون بود و حكومت نواحى رقه و مضر بر عهدهاش بود همراه ده هزار تن از سواران دلير به يارى او آمد . ابو احمد به لولوء فرمان داد با لشكر خويش براى جنگ با زنگيان بيرون رود ، لؤلؤ چنان كرد و گروهى از اصحاب ابو احمد هم با او بودند كه او را بر راهها و تنگهها راهنمايى كنند ، ميان لولوء و زنگيان در ذى حجه همين سال جنگهاى سختى در گرفت كه لوءلوء بر آنان پيروزى يافت و دليرى و بى باكى او و شجاعت يارانش و پايدارى ايشان در قبال زخم و استوارى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٨