تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ابراهيم كه كنيه‌اش ابو عيسى است ، گسيل داشته است . طبرى مى گويد : اين محمد بن ابراهيم مردى از اهل بصره بود كه يسار ، رئيس شرطهء سالار زنگيان او را به حضورش آورده بود و او وى را شايسته دبيرى براى يسار ديد و تا هنگامى كه يسار زنده بود همچنان دبيرى او را برعهده داشت . كار احمد بن مهدى جبايى نزد سالار زنگيان بالا گرفت و او را به بيشتر نقاطى كه يسار حكومت داشت حاكم ساخت و همين محمد بن ابراهيم را به عنوان دبير به او سپرد و دبيرى جبائى را بر عهده داشت و همين كه در جنگ شعرانى جبائى كشته شد اين محمد بن ابراهيم به مقام و رتبه او طمع كرد و خواست سالار زنگيان او را بر جاى جبائى بگمارد ، محمد بن ابراهيم قلم و دوات را كنار افكند و جامه جنگى پوشيد و آماده شد ، سالار زنگيان او را همراه اين لشكر فرستاده بود و فرمان داده بود در دجله بماند و آمد و شد كند تا لشكرهاى سلطانى را كه وارد دجله مى شوند عقب براند . او گاهى هم با گروههايى كه همراهش بودند به رودخانه معروف به يزيد مى رفت ، در اين لشكر كه همراهش بود برخى از فرماندهان زنگيان از جمله شبل بن سالم و عمرو كه معروف به غلام بود حضور داشتند و گروهى از سياهان و ديگران بودند . مردى از زنگيان كه در همين لشكر بود از نصير و زيرك امان خواست و خبر او را به اطلاع ايشان رساند و گفت كه محمد بن - ابراهيم آهنگ حمله به لشكرگاه نصير دارد . نصير در آن هنگام كنار نهر المراة اردو زده بود . آن مرد همچنين اطلاع داد كه آنها مى خواهند رودخانه‌هايى را كه رود معقل را قطع مىكند طى كنند و از تنگه شيرين بگذرند و به محل معروف به شرطه برسند و از پشت لشكر نصير بيرون آيند و با هر كس كه در آن است درافتند . چون نصير از اين خبر آگاه شد در حال آماده باش از ابله برگشت و در لشكرگاه خود مستقر شد ، زيرك نيز آهنگ تنگه و شكاف شيرين كرد تا با محمد بن ابراهيم درگير شوند و در راه با او روياروى شد و پس از آنكه زنگيان پايدارى و جنگى سخت كردند خداوند زيرك را پيروزى عنايت كرد و زنگيان گريختند و كنار رودخانهء يزيد كه محل كمين ايشان بود پناه بردند ، زيرك را به محل آنان راهنمايى كردند كه زورقهاى خود را بدان سوى برد و گروهى از ايشان را كشت و گروهى ديگر را اسير كرد . محمد بن ابراهيم و عمرو - غلام بودى - از جمله اسيران بودند تمام بلمها و زورقهايى هم كه با آنان بود و شمار آنها به حدود سى بلم مى رسيد به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 140 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى