تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
هر بخش و ولايت سرهنگى را فرستاد تا زودتر اموال را جمع كند و گسيل دارد . ابو احمد در همان حال احمد بن ابى الاصبغ را نزد محمد بن عبد الله كردى كه سالار رامهرمز و دژها و دهكده‌هاى اطراف آن بود فرستاد ، محمد بن عبد الله كردى مهلبى را به شورش وا داشته و اموال بسيارى هم براى سالار زنگيان گسيل داشته بود . ابو احمد به ابن ابى الاصبغ دستور داد با كردى اظهار دوستى و محبت كند و به او بفهماند كه با همه گناهانى كه كرده ابو احمد او را عفو خواهد كرد و از لغزش او چشم خواهد پوشيد و همچنين به او بگويد در حمل اموال و رفتن با همه غلامان و سپاهيان و وابستگانى كه همراه اويند به سوق الاهواز شتاب كند تا ابن ابى الاصبغ آنان را سان ببيند . ابو احمد دستور داده بود كه او به آنان مقررى دهد و سپس آنان را همراه خود براى جنگ با سالار زنگيان ببرد ، او همين گونه رفتار كرد و آنان را يكى يكى احضار كرد و سان ديد و عطا و مقررى بخشيد . ابو احمد نيز از آنجا به عسكر مكرم رفت و چند روزى آنجا را منزل قرار داد ، سپس از آن كوچ كرد و به اهواز رسيد . او چنان مى پنداشت كه خوار و بار به ميزان مصرف لشكرش پيشاپيش به اهواز فرستاده شده است ، حال آنكه چنان نبود و آن روزگار دشوار شد و مردم به سختى نگران شدند . او سه روز درنگ كرد و منتظر رسيدن خواروبار شد كه نرسيد و حال مردم بد شد و نزديك بود اين موضوع جمع ايشان را پراكنده سازد . ابو احمد از سبب تأخير در رسيدن خواروبار پرسيد ، معلوم شد زنگيان پل قديمى ايرانيان را كه ميان سوق الاهواز و رامهرمز بوده تخريب كرده‌اند ، آن پل اربق نام داشت ، ناچار بازرگانان و ديگران از رساندن خواروبار عاجز مانده بودند و آن پل در دو فرسنگى سوق الاهواز بود . ابو احمد خود سوار شد و همه سياهانى را كه در لشكر بودند جمع كرد و آنان را به بردن سنگ واداشت و از اموال رعيت به آنان بخشيد و حركت نكرد تا آنكه همان روز آن پل اصلاح شد و به حال نخست برگشت و مردم توانستند از آن عبور كنند و كاروانهاى خواروبار راه افتادند و مردم لشكرگاه فراوانى يافتند و احوال ايشان خوب شد . ابو احمد دستور داد قايقها را براى بستن پل بر رودخانه دجيل فراهم آورند كه از همه ولايات اهواز جمع و فراهم شد . ابو احمد همچنان چند روزى در اهواز باقى ماند تا يارانش كارهاى خود را رو به راه كنند و ابزار و آلاتى را كه به آن نيازمندند فراهم آورند و اسبهايشان بهبود يابند و ضعفى كه به سبب نرسيدن علوفه بر آنها عارض شده بود بر طرف شود .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 138 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى