تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
عمل كنند . ابو احمد هارون ، پسر خويش ، را بر لشكريانى كه در واسط باقى گذاشته بود فرماندهى داد و تصميم گرفت كه سبكبار و همراه گروهى اندك از مردان و ياران خويش حركت كند و به هارون فرمان داد كه آن لشكر را از پى او با كشتيها و بلمها به جايگاه وى در دجله برساند و اين كار را پس از رسيدن نامه‌اش انجام دهد . ابو احمد از واسط به قصد اهواز بيرون آمد در « باذبين » فرود آمد و سپس به « طيب » و « قرقوب » رفت و كنار رود شوش رسيد ، براى او بر آن رود پل بسته بودند . ابو احمد از اول بامداد تا هنگام ظهر كنار آن پل ماند تا همه لشكريانش عبور كردند و به شوش رسيدند و فرود آمد . او پيش از آن به مسرور بلخى كه كارگزارش در اهواز بود ، فرمان داده پيش او بيايد . وى نيز همراه لشكر و فرماندهانى كه با او بودند بامداد روزى كه ابو احمد در شوش فرود آمد به حضورش آمدند . ابو احمد بر مسرور بلخى و همراهانش خلعت پوشاند و سه روز در شوش درنگ كرد . از جمله زنگيانى كه در طهيثا اسير شده بود احمد بن موسى بن سعيد بصرى معروف به قوص بود ، او از سرهنگان بلند پايه زنگيان بود و از ويژگان و ياران قديمى سالار زنگيان شمرده مى شد . او پس از آنكه زخمهاى گران برداشت - و به دليل همان زخمها كشته شد - اسير گشت و ابو احمد دستور داد پس از مرگش سرش را بريدند و بر پل واسط نصب كردند . ابو جعفر طبرى مى گويد : و چون خبر جنگ طهيثا به سالار زنگيان رسيد و دانست كه بر سر يارانش چه آمده است در كار خود فروماند و چاره سازيهاى او كارگر نيفتاد و بيم و هراس او را واداشت به على بن ابان مهلبى كه در آن هنگام مقيم اهواز و همراه حدود سى هزار سپاهى بود نامه نوشت و به او فرمان داد هر چه خواروبار و لوازم و ابزار با اوست همانجا بگذارد و خودش با همه لشكريانش پيش او برود . اين نامه به مهلبى رسيد و او كه از آمدن ابو احمد به اهواز آگاه شده بود و از بيم خردش تباه شده بود همين كه نامه سالار زنگيان را خواند كه شتابان از او خواسته بود حركت كند همه چيزهايى را كه پيش او جمع شده بود رها كرد و محمد بن يحيى بن سعيد كرنبايى را به جانشينى خود گماشت . همين كه مهلبى حركت كرد و از او دور شد محمد بن يحيى هم پايدارى نكرد و نماند كه سخت