رمل تا رصافه بود ، سرانجام خداوند متعال شكست را براى زنگيان مقرر داشت و گريختند و ياران ابو العباس توانستند چهارده بلم از آنان به غنيمت بگيرند و سليمان و جبائى گريختند و مشرف به نابودى شده بودند و چون اسبهاى آنان را به غنيمت گرفته بودند آن دو با پاى پياده گريختند و تمام افراد سپاه زنگيان بدون اينكه يك نفر از ايشان به پشت سرش نگاه كند گريختند و خود را به طهيثا رساندند و هر ابزار و اثاثى كه داشتند رها كردند . ابو العباس برگشت و در لشكرگاه خويش در عمر فرود آمد و كشتيها و زورقهايى را كه از زنگيان به غنيمت گرفته بود مرمت و اصلاح كرد و مردان را در آنها جاى داد . زنگيان هم پس از آن بيست روز همان جا بودند و هيچ كس از ايشان آشكار نمى شد .
ابو جعفر طبرى مى گويد : پس از آن جبايى هر سه روز با پيشتازان مى آمد و برمى گشت . او در راه سپاهيان ابو العباس چالههايى كند و در آن سيخهاى تيز آهنى نهاد و با بوريا پوشاند و نهان كرد و آنها را در راههايى كه سواركاران حركت مى كردند بيشتر قرار داد و چنان بود كه تعقيب كنندگان از آن راهها آنان را تعقيب مى كردند . جبايى به كنارههاى لشكرگاه ابو العباس حمله مى كرد و با اين كار مى - خواست سواران را به تعقيب خود وادار كند .
روزى پس از حمله جبايى سواران به تعقيب او پرداختند ، همان گونه كه هميشه تعقيب مى كردند ، اسب سرهنگى از فرغانيان در چالهاى افتاد و سپاهيان و ياران ابو العباس از اين پيشامد به حيله جبايى پى بردند و از آن بر حذر شدند و از پيمودن آن راهها خوددارى كردند .
ابو جعفر مى گويد : زنگيان در اينكه هر بامداد به جنگ ابو العباس آيند اصرار مى ورزيدند . آنان بر كرانه رود امير لشكرگاه ساختند و گروه بسيارى همراه آنان بودند . سليمان به سالار زنگيان نامه نوشت و از او خواست بلمهايى برايش گسيل دارد كه هر كدام چهل پاروزن داشته باشد . در فاصله بيست روز چهل بلم بزرگ آكنده از جنگاوران و شمشيرها و سپرها و نيزهها به يارى او رسيد . ابو العباس را با آنان جنگهاى پياپى بود كه در بيشتر آن ياران او پيروز و زنگيان مغلوب
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٢٨