اطهر سيد الشهداء ( ع ) آن كتاب را همراه داشته باشند و در مجالس عزا ذاكرين مصائب آن حضرت آن را بخوانند ، چنانچه در قديم الايام مرسوم بوده كه از روى كتاب ذكر مصائب مىنمودند و بسيار كار خوبى بوده كه مرثيه خوان از خود اضافاتى در نقل وقايع و مصائب نمىكرده و مطلب را از آنچه در كتب معتبره نوشتهاند وارونه نقل نمىنموده كه فعلا در ميان اهل منبر معمول و مرسوم است بلكه از روى كتاب مقتلى ذكر مصائب مىكردند و آنچه در آن كتاب نوشته بود اكتفا به همان مطالب مىشده و اگر سيد ( ره ) در لهوف نقليات خودش را با سند آنها نقل و بيان و شرح مىداد كتاب لهوفى با اين ترتيب و لطافت و ظرافت تأليف نمىشد و مناسب مجالس عزا و خواندن آن در محافل سوگوارى سيد الشهداء ( ع ) نمىگرديد و به كار زائر نمىخورد و كتاب لهوف نمىشد بلكه يك كتاب بزرگ مىگرديد به اين مناسبت است كه اسناد نقليات خويشتن را بيان نفرموده و چون سيد ( ره ) در دقت نظر و وثاقت و امانت و ضبط در نقل احاديث و تواريخ و وقايع نزد عموم علماى اماميّه رضوان اللّه عليهم مورد قبول و هيچگونه سر مويى جاى شبهه و اشكال نيست و قطعا هر چه در لهوف نقل فرموده و از اول كتاب تا آخر آن هر چه بيان كرده با سند و مدرك و نقل از كتب معتبره است ولى نظر به علت و جهتى كه ذكر شد اسانيد را حذف كرده و بيان نفرموده است .
و لذا تمامى نقليات و محتويات كتاب لهوف سيد ( ره ) نزد علماى اماميّه مورد اطمينان و اعتماد و اعتبار است و از تمامى تواريخ و مقاتل كه از علماى شيعه و سنّى تأليف كرده و در تاريخ دشت كربلا به قلم آوردهاند صحيحتر و اعتبارش بيشتر است .
كسى كه از نهايت ورع و تقوا و ديانت و خوف از خدا كتابى در فقه تأليف نكند و از آيهء شريفه كه در حق رسول اللّه ( ص ) فرمود :
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ
« 1 »
بترسد و به يك كتاب به نام غياث سلطان الورى در قضا از ميت اكتفا نمايد و از نهايت احتياط و نظر به آيهء شريفه :
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
« 2 » از هر غذايى كه اسم خدا در تهيه و پختن آن گفته نشده بود از خوردن آن اجتناب مىفرموده .
و كسى كه باب ملاقات با حضرت بقية اللّه ارواحنا فداه به وى باز و سعادت درك حضور اقدس آن حضرت برايش حاصل بوده و صاحب كرامات باهره و مقامات معنويهء عاليه بوده
هامش
( 1 ) . حاقه / 44 - 46 .
( 2 ) . انعام / 121 .