بر خاتم او نوشته « الله * ربى انا عبد » و قصه كوتاه
مدت عمره عليه السلام
سالش چهل و نه و مهى چار * در آخر كار شد گرفتار
در نسخهء اصل عمر آن شاه * بوذست قريب پنج و پنجاه
سبب وفاته عليه السلام
بوذه سبب وفات او زهر * اين ظلم چنين كه كرد در دهر
مأمون كه خداى پرسد او را * كو كشت چنان فرشتهخو را
تاريخ وفاته عليه السلام
شنبه بشد از جهان فانى * هفتم ز مه جماد ثانى
يك بود و دو صد گذشته از سال * كو رفت ازين جهان قتّال
موضع قبره عليه السلام
در طوس نهفته است آن گنج * آن مهر عيان آسمان سنج
ذكر الامام محمد الجواد [ بن ] على الرضا بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر ابن على زين العابدين بن حسين بن على عليه السلام
اسمه عليه السلام
بوذه نهمين امام ايّام * در ملك جهان محمّدش نام
كنيته و لقبه عليه السلام
بو جعفرش است كنيت خوب * دارد لقب از جواد منسوب
تاريخ ولادته عليه السلام
صد بود و نود فزون « 1 » بر آن پنج * دوشنبه كه شد عيان [ چنان ] گنج
اندر دهم رجب عيان شد * آفاق ز روش گلستان شد
موضع ولادته عليه السلام
در شهر مدينه زاد مامش * ايّام بسر ببرد كامش « 2 »
اسم امّه عليه السلام
هامش
( 1 ) در « د » كلمهء « فزون » نيامده .
( 2 ) در حاشيهء نسخهء « د » اين بيت شعر كه كمترين ربطى به متن ندارد آمده :درد دل كردم ، تغافل كرد ، خوارى را ببين * گريه كردم ، خنده زد ، بىاعتبارى را ببين