تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
( 1 )

سخنرانى حضرت زهرا ( س ) در بستر بيمارى در محضر زنان مهاجران و انصار

( 2 ) در كتاب احتجاج نوشتهء طبرسى مرسلا از سويد بن غفلة و در معانى الاخبار و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد به اسناد از عبد الله بن حسن ، از مادرش فاطمه دختر حسين ( ع ) و در امالى شيخ به سند خود از ابن عباس ، و در كشف الغمه از مؤلف كتاب السقيفة ، أبو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى از رجالش ( راويانش ) از عبد الله بن حسن از مادرش فاطمه دختر حسين آمده است : هنگامى كه فاطمهء زهرا در بستر همان بيمارى كه به مرگ او منجر شد ، بيفتاد و بيمارىاش شدت يافت ، زنان مهاجران و انصار به ديدار وى آمدند و به او گفتند با اين بيمارى چگونه صبح كردى اى دختر رسول خدا ؟ آن حضرت سپاس خدا را به جاى آورد و بر پدرش درود فرستاد و فرمود : « در حالى شب را به صبح رساندم كه از دنياى شما بيزارم و از مردانتان خشمگين . آنان را پس از آن كه در كام خويش فرو بردم بيرونشان افكندم و پس از آن كه درباره‌شان تأمل كردم ، با ايشان دشمنى ورزيدم . پس چه زشت است شمشير شكسته و بازيگوشى پس از آن همه جديّت و تلاش و نيزهء سست و رأى تباه و لغزش اميال . و چه بد ذخيره‌اى براى خود پيشاپيش فرستادند كه مورد خشم خدايند و در عذابش جاودان مانند . بىگمان ريسمان اين امر را بر گردن خود آنها افكندم و سنگينى آن را بر دوش خود آنان گذاردم و از هر سو بر آنان يورش بردم . پس نابودى و مرگ و بيمارى و دورى از رحمت خداوند بر ستمگران باد ! واى بر آنان ! چطور خلافت رسول خدا را از جايگاه استوار و ثابتش دور كردند ؟ و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 97 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين