تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥

ميراث رسول خدا ( ص ) از شمشير و زره و عمامه و پيراهن و چوبدستى و اسب و تن‌پوش و زين وى را همراه خود دارد . سپس ذو الفقار آن حضرت را مىبندد و زره فراخ آن حضرت را در بر مىكند و پرچم آن حضرت را برمىافرازد و جامهء آن حضرت را در بر مىكند و عمامه‌اش را به سر مىپيچد و چو بدست آن حضرت را به دست مىگيرد و براى ظهورش از خداوند اذن مىطلبد . همچنين روايت شده است كه مهدى را پرچمى است كه چون وقت آن فرا رسد خود آن را برافرازد و خداوند آن را به سخن در مىآورد و ندا مىدهد : « اى ولى الله بيرون رو و دشمنان خدا را بكش » . او شمشيرى در نيام دارد كه چون وقت خروجش فرا رسد از نيامش بدر آيد و خداوند آن را به سخن در مىآورد و شمشير مىگويد : « اى ولى الله بيرون رو و دشمنان خدا را بكش و روا نيست كه دست از دشمنان خدا بكشى » . سپس عاملى بر مكه مىگمارد و خود به مدينه مىرود به وى خبر مىرسد كه عاملش را در مكه كشته‌اند . پس آن حضرت به سوى مكيان مىرود و با آنان مىجنگد سپس به مدينه بازمىگردد تا هر وقت كه خود خواهد در آنجا مىماند . و نيز در روايتى است كه آن حضرت سپاهى به مدينه مىفرستد . آنان اهل مدينه را به امام زمان مىخوانند سپس از آنجا بيرون مىآيند و به كوفه مىروند و در نجف فرود مىآيند سپس گروه‌هائى از اين سپاه در شهرها پراكنده مىشوند . امام باقر ( ع ) مىفرمايد : گويى من قائم را در ( نجف ) بلندى كوفه مىبينم كه از مكه با پنج هزار تن از ملائكه به سوى آن رهسپار شده است . جبرئيل در سمت راست آن حضرت و ميكائيل در سمت چپ او و مؤمنان در پيشاپيش وى حركت مىكنند و او سپاهيانش را در شهرها پراكنده مىكند . همچنين امام باقر ( ع ) از مهدى ( ع ) ياد كرد و فرمود : وارد كوفه مىشود در آنجا سه پرچم افراشته شده است كه با هم در حال درگيرى هستند اما شهر به تصرف وى در مىآيد . آن حضرت بر فراز منبر مىرود . از شدت گريهء مردمان ، معلوم نمىشود كه آن حضرت چه مىگويد . چون دومين جمعه فرا رسد مردم از وى مىخواهند كه نماز جمعه را با آنان بگذارد . آن حضرت به ايشان فرمان مىدهد تا مسجدى در عزى « 86 » ، براى او بگيرند و در آنجا با آنان نماز مىگزارد . و هم از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود : چون قائم ( ع ) قيام كند به كوفه مىرود . از كوفه چند ده هزار تن كه بتريه به آنان گفته مىشود ، خروج مىكنند . آنان سلاح دارند و به او مىگويند : از هر سو كه آمده‌اى بازگرد ما نيازى به فرزندان فاطمه نداريم . پس امام ( ع ) شمشير مىكشد و تمام آنها را از دم تيغ مىگذراند آنگاه قدم به كوفه مىنهد و در آنجا هر منافق گمان‌مندى را مىكشد و قصرهاى آنان را ويران مىكند و جنگجويان آنان را مىكشد

هامش
( 86 ) مدفن حضرت على ( ع ) .