تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥

هفتم : فرو رفتن جابيه و كثرت اختلافات و جنگها و خروج اصهب و ابقع و ويرانى شام

شيخ مفيد به سند خود از امام باقر ( ع ) نقل كرده است كه فرمود : بر زمين بچسب نه دستى بجنبان و نه پايى تا مگر نشانه‌هايى را كه برايت ياد مىكنم ، ببينى و آنچه را كه به تو مىنمايانم درك كنى . اختلاف بنى عباس ، منادى كه از آسمان ندا مىدهد ، فرو رفتن يكى از روستاهاى شام به نام جابيه « 63 » و آمدن ترك در جزيره و روميان در رمله و بروز اختلافات بسيار در اين هنگام در تمام نقاط روى زمين تا آنكه شام ويران شود و سبب ويرانى آن گرد آمدن سه لشكر اصهب و ابقع و سفيانى در آن شهر است . در روايت شيخ طوسى در غيبت آمده است : اين سالى است كه در آن اختلاف بسيارى در هر ديار از جانب مغرب « 64 » يا در سرزمينى از سرزمينهاى عرب روى مىدهد . نخستين ديارى كه ويران مىشود شام است كه سه سپاه در آن است . . . و در روايتى است : « سپاهى حسنى و سپاهى اموى و سپاهى قيسى . » شيخ طوسى در غيبت به سند خود از عمار بن ياسر ، روايتى كرده و تعدادى از نشانه‌ها را از قول عمار در آنجا ذكر كرده است . تا آنجا كه عمار مىگويد : در دنيا جنگها فراوان مىشود . . . و سه نفر در شام ظاهر مىشوند كه هر يك طالب حكومت هستند . مردى از ابقع و مردى از اصهب و مردى از خاندان ابو سفيان كه در صورت سگى بيرون مىشود . و در روايت عياشى است كه با بنى ذنب الحمار مضر و با سفيانى داييان او از كلب . پس سفيانى و همراهانش بر بنى دنب الحمار ظاهر مىشوند تا آنكه به سختى آنان را مىكشند ، به گونه‌اى كه هرگز كسى اين گونه نكشته است و او از بنى ذنب الحمار است . و در روايت نعمانى است كه : سفيانى با ابقع رو به رو مىشود و به جنگ با يكديگر مىپردازند . سفيانى او و هوادارانش را مىكشد و سپس اصهب را به قتل مىرساند .

هشتم : جنگ دو نيزه در شام و روى دادن زلزله‌اى در آنجا و فرورفتگى در حرستا و روى آوردن قومى از مغرب به آنجا

شيخ طوسى در غيبت به اسناد از امير مؤمنان ( ع ) نقل كرده است كه گفت : چون دو نيزه در شام به جنگ يكديگر درآيند ، آن آيتى از آيات خداى تعالى است . سپس گفته شد : بعدا چه
هامش
( 63 ) جابيه روستايى در نزديكى دمشق بوده كه از بين رفته است و باب الجابيه منسوب به همانجاست . كه اينك محل دقيق آن شناخته نشده است . احتمال دارد به هنگام ظهور مهدى در همين محل جابيه شهرى با نام ديگرى پديد آيد . ( مؤلف ) .
( 64 ) مقصود ، شام و توابع آن است . زيرا مغرب در اين روايت نسبت به عراق همان شام است و روايات ديگرى كه شام را مغرب و عراق را مشرق قلمداد كرده‌اند ، بر همين نظر دلالت مىكنند .