تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤

است ) كه جز سه نفر از آنان باقى نمىمانند كه اينان هم وقتى در بيداء بودند خداوند صورتهايشان را به پشت بر مىگرداند و اينان از سگند . و در روايتى از پيامبر ( ص ) نقل شده است كه فرمود : خداوند جبرئيل را مىفرستد و مىفرمايد : اى جبرئيل برو و اينان را نابود كن . پس جبرئيل ضربه‌اى با پا بر آنان زند كه خداوند به واسطه همان ضربه آنان را در كام زمين فرو برد و از آنان جز دو مرد از جهينه باقى نمانند . از اين رو آگهى درست و يقين‌آور اين واقعه به جهينه رسد ، و اين همان سخن خداوند تعالى است كه فرمود : « و اگر مىديدند هنگامى كه به سختى مبتلا شدند « 59 » . . . » ثعلبى اين روايت را در تفسير خود آورده است . مؤلف كشاف ، زمخشرى ، روايت كند كه اين آيه نيز دربارهء فرو بردن بيداء فرود آمده است . طبرسى هم از امام زين العابدين ( ع ) نقل كرده است كه فرمود : اين سپاه بيداء است كه از زير پاهايشان گرفته مىشوند . على بن ابراهيم در تفسير خود از ابو جعفر ( ع ) دربارهء اين سخن خداى تعالى كه فرموده است :

وَ أُخِذُوا مِن مَكان قَرِيب

. « 60 » نقل كرده است كه گفت : از زير پاهايشان زمين آنان را فرو مىبرد و دربارهء سخن خداوند كه فرموده است :

قُل هُوَ الْقادِرُ عَلى أَن يَبْعَث عَلَيْكُم عَذاباً مِن فَوْقِكُم

. « 61 » فرمود : آن دجال و صيحه است يا از زير پاهايتان و آن فرو بردن زمين است و قائم ( ع ) در آن روز در مكه است پس خداوند يارانش را به او مىرساند و آنان و سيصد و چند مرد هستند . ( و بنابر روايتى ) سيصد و سيزده نفر مانند شمار جنگجويان بدر . آنان با وى در ميان ركن و مقام بيعت مىكنند آنگاه مهدى همراه با آنان از مكه برون مىرود پس منادى اسم و كار او را بانگ مىزند ، آن هم از آسمان تا همهء مردم زمين بشنوند سپس مهدى به كوفه مىآيد و ديرى در آنجا مىپايد تا بر آن شهر مسلط مىشود سپس از آنجا به سوى شام حركت مىكند . و در روايتى است كه از كوفه بيرون مىرود تا به عذراء « 62 » فرود مىآيد . و سفيانى در آن روز در وادى رمله است تا آنكه دو سپاه با يكديگر رو به رو مىشوند اين روز ، روز ابدال است . مردمى از شيعهء آل محمد ( ص ) كه با سفيانى بودند بيرون مىآيند و گروهى نيز كه در سپاه آل محمد ( ص ) هستند به سفيانى ملحق مىشوند . در آن روز سفيانى و همراهانش كشته مىشوند . تيره روز در آن وقت كسى است كه از گرفتن يك سگ به عنوان غنيمت بازماند سپس مهدى به كوفه روى مىآورد و در آنجا مسكن مىگزيند .

هامش
( 59 ) سباء / 51 : وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا .
( 60 ) سباء / 51 .
( 61 ) انعام / 65 .
( 62 ) شايد روستايى است كه در شرق دمشق است و مرج عذراء را بدان منسوب مىكنند . ( مؤلف ) .