و در فصل پنجم بدان اشارتى نمودهايم . طهور در لغت عرب صيغهء مبالغهء طاهر است يعنى طاهر پاك است و طهور پاك پاككننده . پس شرابى كه از دست ساقيشان مىنوشند ، علاوه بر اينكه پاك است پاككننده هم هست .
آب مضاف ممكن است كه طاهر باشد امّا مسلّما طهور نيست و لكن مطلق آن هم طاهر است و هم طهور .
اين شراب ابرار را از چه چيز تطهير مىكند ؟ امام عليه السّلام فرموده است از هر چه كه جز خداست ، زيرا طاهر از دنس اكوان جز خدا نيست . دنس چرك است و اكوان موجودات . و مراد نقص امكانست كه خداوند از نواقص ممكنات طاهر است زيرا كه صمد حق است .
اين شراب انسان را از ما سوى اللَّه شست و شو مىدهد و اين چنين انسان به نور شهود مىيابد كه
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
. و حقيقت
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
برايش تجلّى مىكند .
در عبارات اهل دل كه خطاب به ساقى مىشود و شراب طلب مىكنند مراد همين
سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
است ، و شراب اين آيه و خمر در آيات ياد شده را به فارسى تعبير به « مى » مىكنند . و كأس را گاهى به قدح و گاهى به جام و پيمانه و پياله تعبير مىنمايند . اين عالم نامور روحانى جامع علوم عقلى و نقلى اسلامى ملا مهدى نراقى است كه گويد :
بيا ساقيا من به قربان تو * فداى تو و عهد و پيمان تو
ميى ده كه افزايدم عقل و جان * فتد در دلم عكس روحانيان
شنيدم ز قول حكيم مهين * فلاطن مه ملك يونان زمين
كه مى بهجتافزا و اندهزداست * همه دردها را شفا و دواست
نه زان مى كه شرع رسول انام * شمرده خبيث و نموده حرام
از آن مى كه پروردگار غفور * نموده است نامش شراب طهور
بيا ساقى اى مشفق چاره ساز * بده يك قدح زان مى غم گداز