اعتبارى نيست چنان كه گويى « هذا المتاع لزيد » بلكه لام نسبت حقيقى مانند
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ *
است ، فافهم .
البتّه در حضور آن بزرگان در چندين روايت تصريح شده است كه به تمثّل است ولى مىتوان گفت كه : تمثّل براى اكثرى مردم است ، و اوحدى از مردم را حضور آنان فوق تمثّل مىباشد ، تا جانت در چه پايه باشد ، اگر مثالى باشد در مثال خود مىبيند ، و اگر عقلى باشد ادراك عقلى دارد ، فتدبّر ترشد ان شاء اللَّه تعالى .
و رواياتى كه تمثّل و حضور رسول و ائمّهء عليهم السّلام در آنها آمده است گاهى پنج تن اصحاب كساء را اسم مىبرد چنان كه در « بحار » از « محاسن » به اسنادش از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه . . . .
و يقال أمامك رسول اللَّه و علىّ و فاطمة عليهم السّلام
. و در روايت بعدش دارد كه :
أمّا فاطمة فلا تذكرها
( ج 3 ط 1 ص 142 ) .
پس آنكه در روايات ديگر حضرت فاطمه - سلام اللَّه عليها - اسم برده نشد ، وجه آن از اين روايت معلوم شده است ، و سرّ آن شايد اين باشد كه علاوه بر اينكه بايد مقام و عصمت زن محفوظ باشد و در زبان نيفتد ، مبادا مقدّس متقشّفى تفوّه كند كه چگونه هر كسى او را رؤيت مىكند و حال اينكه نامحرم است ؟ و اللَّه تعالى أعلم .
به موضوع بحث كه ذكر و دوام آن بود باز گشت كنيم :
شايسته است كه به چند حديث از غرر احاديث و در كلمات اهل بيت عصمت و وحى در فضيلت ذكر و حثّ به دوام آن تبرّك جوييم به رجاء آنكه نفس مستعدّى از آن توشه بردارد و بهرهاى عائد ما گردد . پيش از نقل احاديث گوييم كه : همّت در استقامت بايد نه قناعت به حال فقط كه اصحاب حال ممكن است اهل قيل و قال شوند امّا شهود طلعت سعادت و اعتلاى به جنّت قرب و مكاشفات انسانى اهل همّت راست .
خداوند سبحان فرمود :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ
( فصلت : 31 )
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً
( جن : 17 ) . ماء غدق يعنى آب بسيار . و به روايت « مجمع البيان » امام صادق عليه السّلام آن را