يعنى : « چه نيكو فرموده است رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه : « آيا شما را خبر ندهم به آنچه كه جهاد و غزوهء شما در راه خداست ؟ آن ذكر بارى سبحانه است » . زيرا قدر اين نشأة را نمىداند مگر آن كسى كه خدا را ذكر مىكند به ذكر مطلوب ، چه اينكه حق تعالى جليس ذاكرش است ، و جليس ، مشهود ذاكر است ، و هر گاه ذاكر حق سبحانه را كه جليس اوست مشاهده نكند ذاكر نيست » .
سعى كن كه ذكر را قلب بگويد كه عمده حضور قلب است و گر نه ذكر با قلب ساهى پيكر بىروان و كالبد بىجانست ؛ و در حديث آمده است كه :
ليس الذّكر قولا باللّسان فقطّ .
بلكه خداوند سبحان فرمود :
وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً
( كهف : 29 ) .
و فرمود :
فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
( زمر : 23 ) و فرمود :
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ * إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ
( آخر اعراف ) .
در اين كريمه در مقام بسيار شامخ عنديّت نيز تدبّر داشته باش كه كسانى در نزد او هستند چگونهاند ؟ آرى آنكه با جمال و جلال و حسن مطلق محشور است سخنى جز او ندارد .
در اوّل ذكر آرد انس با يار * در آخر ذكر از انس است و ديدار
چنان كه مرغ تا بيند چمن را * نيارد بستنش آنگه دهن را
شود مرغ حق آن فرزانه سالك * كه با ذكر حق است اندر مسالك
چگونه مرغ حق نايد به حق حق * چو مىبيند جمال حسن مطلق
اگر خواهى كه يا بى قرب درگاه * حضورى مىطلب درگاه و بيگاه
اگر خواهى مراد خويش حاصل * ز ياد حق مشو يك لحظه غافل
چو قلب آدمى گرديد ساهى * ز ساهى مىنبينى جز سياهى