تنشر ميت العباد ، و لا تهلكنى غمّا حتّى تغفر لى و ترحمنى و تعرّفنى الاستجابة في دعائى ، و ارزقنى العافية الى منتهى اجلى ، و اقلنى عثرتى ، و لا تشمت بى عدوّى ، و لا تمكّنه من رقبتى .
[ اى خدا خشم تو را جز حلمت نخورد ، و از كيفرت جز رحمتت رهايى نبخشد ، و از دست تو جز زارى به درگاهت نجاتبخش نيست ، پس - خداى من - از جانب خودت رحمتى بر من بخش كه بدان سبب مرا از رحمت ديگران بىنياز سازى با همان قدرتى كه هر چه را در بلاد است بدان زنده ساختى ، و اجساد مردهء بندگانت را بدان از گورها بيرون آورى ؛ و مرا از غم هلاك مساز تا مرا بيامرزى و رحمت كنى و نشانههاى اجابت دعايم را نشانم دهى ؛ و تا پايان عمرم سلامتى را روزيم گردان ، و لغزشم را ناديده گير ، و دشمنم را ياراى سرزنشم مده ، و او را بر گردنم سوار مكن ] .
اللّهمّ ان رفعتنى فمن ذا الّذى يضعنى ؟ و ان وضعتنى فمن ذا الّذى يرفعنى ؟ و ان اهلكتنى فمن ذا الّذى يحول بينك و بينى ، او يتعرّض لك في شىء من امرى ؟ و قد علمت ان ليس في حكمك ظلم ، و لا في نقمتك عجلة ، و انّما يعجل من يخاف الفوت ، و انّما يحتاج الى الظّلم الضّعيف ، و قد تعاليت عن ذلك يا الهى ، فلا تجعلنى للبلاء غرضا ، و لا لنقمتك نصبا ، و مهّلنى و نفّسنى و اقلنى عثرتى ، و لا تتبعنى ببلاء على اثر بلاء ، فقد ترى ضعفى و قلّة حيلتى ، استعيذ بك اللّيلة فاعذنى ، و استجير بك من النّار فاجرنى ، و اسألك الجنّة فلا تحرمنى .
[ خداوندا اگر تو بلندم كنى چه كسى زمينم زند ؟ و اگر زمينم زنى چه كسى بلندم كند ؟ و اگر هلاكم كنى چه كسى ميان من و تو فاصله شود يا در مورد چيزى از امورم متعرض تو گردد ؟ و همى دانم كه در حكمت ستم نيست و در كيفرت شتابى نه ، چرا كه آن كس شتاب ورزد كه بترسد از دستش رود ، و كسى نيازمند به ستم است كه ضعيف و ناتوان باشد ، و تو از اين مطلب
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٩٥