« و خيبة المنقلب »
خيبة - به خاء نقطهدار و ياء به دو نقطهء زيرين و باء به يك نقطه - مشتقّ است از خاب يخيب كه به معنى محروم گشته و خاسر گرديده است .
و منقلب - به فتح لام - مصدر ميمى است به معنى رجوع و انقلاب ، و مراد به آن رجوع و برگشتن است به سوى خداى تعالى در روز جزا .
« من انسان سوء و جار سوء »
- به فتح سين بىنقطه - مصدر ساءه است كه به معنى فعل به ما يكرهه آمده ، يعنى كارى كرد به او كه سبب كراهت او شد . و به ضمّ سين ، اسمى است از براى معنيى كه حاصل از مصدر است . و بر سبيل اضافه و فتح سين نيز مىگويند مثل انسان سوء و جار سوء و قرين سوء و امثال آن .
« كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً »
كتاب ، مصدر به معنى اسم مفعول است اى مكتوبا ، چنانچه قتال به معنى مقتول است . و مراد اينجا مكتوب به معنى مفروض است ، و مراد به موقوف ، محدود به اوقات معيّنهء مشخّصه است .
« وَ ذَا النُّونِ »
يعنى صاحب ماهى كه مراد از آن حضرت يونس - على نبيّنا و عليه السّلام - باشد . و تفسير تتمّهء آيهء كريمه در ادعيهء نافلهء عصر سمت گزارش يافته است « 1 » .
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ »
يعنى : در نزد اوست خزاين غيب ، يا مفاتيح آن . و مفاتيح جمع مفتاح است يعنى كليد .
« إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
مراد به كتاب در اينجا لوح محفوظ است ، و بعضى گفتهاند كه : مراد به كتاب در اين مقام علم اللَّه تعالى است .
« و القادر على طلبتى »
به فتح طاء بىنقطه و كسر لام و فتح باء به يك نقطه ، اى مطلبى ، يعنى مطلب من . چنانچه در تعقيب صبح سبق ذكر يافت . « 2 »
« لمّا قضيتها لى »
لمّا - به تشديد - به معنى الّا است چنانچه مىگويند :
هامش
( 1 ) ص 259 .
( 2 ) در نسخه چاپى متن عربى تفسيرى در مورد« وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ »دارد كه در هيچ كدام از نسخ نبود ، لذا آورده نشد .